ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧
كدام بهداشت جهانى؟
دكتر حسين روازاده
با گسترش دانش بشرى در علوم مختلف، اميد آن مىرفت تا بشر به مرز شكوفايى خود نزديكتر شود و چيزى نباشد كه از محدوده انديشه و تفكر انسان خارج باشد. فكرها به تكاپو افتاد و تلاشها دامنهدار شد و بشر توانست بر نردبان ترقى و پيشرفت گام نهد. امروزه شاهد آن هستيم كه در سايهسار تلاش و پويايى جوانان، رهيافتهاى جديدى به علم و انديشه باز شده و مسير حركت انسان را به سوى آينده پوياتر نموده است. در سالهاى اخير هم فرزندان برومند انقلاب توانستند در حيطههاى مختلف علمى دستاوردهاى بزرگ خويش را در سايه بهت و حيرت دشمنان به نمايش بگذارند. پرتاب ماهواره اميد تنها گوشهاى از اين تلاشهاى ارزنده است كه جهان را مبهوت بزرگى اراده ملت بزرگ ايران ساخت.
با وجود اين همه پيشرفت در زمينههاى مختلف علمى جاى بسى تأسف است در جايى كه علم و دانش از مرزهاى ما به سراسر دنيا راه پيدا مىكرد و همه عالم، جيرهخوار دانش بىپايان بزرگان و دانشمندان ايران زمين بودند، امروزه شاهد هستيم كه در بسيارى از زمينهها چشم دانشجويان ما به گفتار و نوشتههاى ره آورد غرب دوخته شده است و هر چه را آنها براى ما ترسيم مىكنند بدون هيچ گونه پرسش و تعقّلى مىپذيرند. زهى تأسف و شرم بر ما كه بر فراز قله رفيع علم و دانش بشرى مأوا داشتيم اكنون به كجا مىرويم؟!
با بررسى دقيق در چرايى اين روند مرموز در مىيابيم كه دشمنان قسم خورده انقلاب و ملّت از سالهاى دور برنامهريزى دقيقى براى استثمار نرم جوانان و سيطره بر مغزهاى پرشور آنان طرحريزى كرده و با مديريت توأم با صبر، اهداف خود را يكى پس از ديگرى به دست آوردهاند و به گونهاى در برنامههاى خود موفق بودهاند كه جوان ما در برابر استدلالات منطقى و تعليلهاى بىخدشه، حاضر به پذيرش حقيقت نيست و حقيقت را در لابهلاى كتابهاى عرضه شده از غرب كه متأسفانه در دانشگاههاى ما با افتخار تدريس مىشود، مىجويد.
امروزه از طريق فرهنگ وارداتى غرب كه لابهلاى تحفههاى كتاب آنها به گونهاى كاملًا روانشناسى شده مخفى شده است، به دانشجوى ما به انحاى مختلف چنين القا مىشود كه ايرانى هيچ چيزى براى گفتن ندارد. ايرانى هميشه نيازمند غرب است، ايرانى حتّى نمىتواند براى خود يك مدل لباس طراحى كند. ايرانى حتى قادر به ساختن يك سرپناه براى خود نيست. «استاندارد» همان چيزى است كه ما مىگوييم و تأييد مىكنيم. هر چه ما مىگوييم درست است و لاغير و با كمال تأسف مىبينيم كه برخى از هموطنان ما ناخواسته بازيچه دست استعمار شدهاند و در مسير هدايت برنامههاى آنها گام برمى دارند.
آيا صحيح است به جهت اينكه خود را كشورى مترقى و پيشرفته معرفى كنيم، در همه امور مقلّد و تابع غرب شويم؟ اين پيشرفت و تكاملى كه اينان از آن دم مىزنند به چه معناست؟ آيا برهنگى پيشرفت است؟ اگر اين گونه باشد كه اعراب جاهلى صدر اسلام از ما پيشرفتهتر بوده اند. آيا براى ما كه جامعهاى دين مدار هستيم، شايسته