ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - پيام ها و برداشت ها
سال است كه به زيارت حضرت رضا (ع) مىرود و هر بار، مسافرت او ماهها به طول مىانجامد. اينك كه بسيار پير و ناتوان شده، ما با مسافرت او موافق نيستيم. امّا او آماده حركت است و ما نگرانيم كه در راه از دنيا برود. ما از شما تقاضا مىكنيم او را نصيحت كنيد تا شايد منصرف شود. آن عالم بزرگوار مىپذيرد و به خانه آنان مىرود. امّا نصيحت او سودى نمىبخشد و مرد سالخورده به حركت خويش اصرار مىورزد. عالم مىپرسد. اين همه اصرار براى چيست؟ پيرمرد پاسخ مىدهد: حدود سى سال پيش دوستى داشتم كه همراه او، اين سفر را هر ساله انجام مىدادم. امّا در سفرى او بيمار شد و در راه از دنيا رفت. نه آبى براى غسل دادن او داشتم و نه پارچهاى براى كفن كردنش و نه امكانى براى تجهيز و خاكسپارى او. به ناچار پيكر او را براى اينكه طعمه درندگان نشود، در نقطهاى پنهان كردم و به سوى روستايى شتافتم تا كمك بگيرم. شب را در آنجا ماندم. روز بعد به همراه چند نفر براى خاكسپارى او آمدم. امّا اثرى از جسد او نيافتم. در اوج تحيّر و سرگردانى بودم كه ديدم شخصيت گرانقدرى از راه رسيد. نفهميدم از كجا آمد؟ آسمان يا زمين؟ او فرمود: «من جسد دوستت را شب گذشته، تجهيز كردم و به خاك سپردم». آنگاه خطاب به من فرمود: «تو هم اينك به هدف خويش رسيدى، باز گرد». گفتم: چگونه به هدف خويش رسيدم با اينكه من عازم زيارت حضرت رضا (ع) هستم؟ فرمود: «اگر زيارت صاحب قبر را در مشهد مىخواهى كه نايل شدى و اگر قبر و حرم را مىخواهى برو». سپس فرمود: «به شيعيان ما پيام ده كه هر كس در راه زيارت ما از دنيا برود، ما خود او را تجهيز مىكنيم و به خاك مىسپاريم». خود را روى پاى مباركش افكندم كه ببوسم. دريغا كه كسى را نديدم. و اينك از آن تاريخ، تاكنون هر سال مشرّف مىشوم تا به فيض عظيمى كه دوستم نايل شد برسم. اين داستان من است با اين بيان، اگر باز هم شما مرا از رفتن به زيارت حضرت رضا (ع) منع مىكنيد، مىپذيرم آنگاه آن عالم بزرگوار فرمود: هرگز! نه تنها شما را باز نمىدارم بلكه خود نيز از اين پس همه ساله همسفر تو خواهم بود. هر دو همه ساله به زيارت آن حضرت شتافتند، تا خداوند متعال اين دو را نيز در راه زيارت هشتمين امام نور به بارگاه خود پذيرفت.[١]
٦. طىالارض يكى از كارهاى خارقالعادهاى است كه گاه نفوس مستعدّهاى كه در اثر رياضتهاى خاصى، داراى قدرت روحى و باطنى گشتهاند، انجام مىپذيرد. انجام طىالارض گاه به واسطه قرائت آياتى از قرآن به كيفيت خاص خودش و گاه به گفتن ذكرى يا اسمى از اسماء اعظم الهى و با به اراده همان نفسِ تقويت شده انجام مىگيرد. قرآن كريم اشاره مىنمايد كه قرآن مىتوانست كتابى باشد كه به واسطه او كوهها به حركت درآمده يا زمين به واسطه آن قطعه قطعه شده يا مردگان به واسطه او به سخن در مىآمدند.[٢] پس به طور مسلم وقتى به واسطه قرآن مىتوان كارهاى اينچنين خارقالعادهاى انجام داد، به طريق اولى طىالارض هم به واسطه آن ممكن خواهد بود.
طىالارض داراى اقسامى است:
الف) سادهترين آن اين است كه شخص در مكان خودش ناپديد و در مقصد معيّن ظاهر مىگردد بدون فاصله زمانى و يا با فاصله زمانى اندك.
ب) گاه شخص روى زمين حركت مىكند ولى با سرعت، گويا هر قدمى كه شخص برمىدارد، زمين زير پاى او چرخش مىكند. نمونهاى از اينگونه طىالارض را در حكايتهاى گذشته ملاحظه فرموديد كه امام (ع) به طور متعارف حركت مىكردند، ولى شخص همراه ايشان هر چه مىدويد به آن حضرت نمىرسيد.
ج) گاهى هم طىالارض به شكل پرواز در آسمان است. چنانچه مرحوم آيتالله لنگرودى مىفرمودند: شخصى به منزل ما آمد و بعد از صحبتهاى زياد متوجّه شدم كه طىالسماء دارد. به اين نحو كه در همان اتاق روى زمين خوابيد و سپس به سمت طاق به پرواز درآمد و مىخواست خداحافظى كند كه از او درخواست كردم برگردد وقتى برگشت، گفت ما چهل نفر روى كره زمين هستيم، كه داراى طىالسماء هستيم و در اطراف زمين پراكنده هستيم، ولى وعده همه ما شبهاى جمعه، صحن مقدّس ابىعبدالله الحسين (ع) در كربلا مىباشد.
د) گاهى هم طىالارض به واسطه موجود ديگرى همچون بُراق در شب معراج پيغمبر اكرم (ص) تحقّق مىپذيرد. در داستان جعفر نعلبند هم چنين بوده است. ه) گاه شخص ديگرى كه داراى طىالارض است، دست انسان را مىگيرد و او را به مقصد مىرساند و به اصطلاح دو پشته يا چند پشته طىالارض مىكنند.
و) نوعى از طىالارض هم اينگونه است كه خود شخص، حركت معمولى خودش را انجام مىدهد؛ ولى بدون آنكه بفهمد زودتر از زمان متعارف به مقصد مىرسد. گويا بخشى از مسير راه از جلو برداشته است. بعد مىفهمد كه قسمتى از مسير راه را اصلًا طى نكرده، ولى بقيّه راه را معمولى رفته است.
ز) يك قسم از طىالارض هم مثل احضار است، يعنى ديگرى كه در مقصد ايستاده است، او را از مبدأ بلند مىكند و به مقصد مىگذارد. نمونهاى كه در قرآن كريم آمده است، احضار كردن جناب آصف بن برخيا است كه بلقيس را همراه با تخت او از شهر سبا به نزد حضرت سليمان احضار نمود.
٧. تأكيد فراوانى بر زيارت امام حسين (ع) در روز عرفه شده است، به گونهاى كه امام صادق (ع) مىفرمايند: «خداى تبارك و تعالى قبل از حاجيان در عرفات، براى زوار امام حسين (ع) تجلّى مىنمايد و حوائج آنها را عطا مىنمايد و گناهانشان را مىآمرزد. سپس اهل عرفات