ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - شهيد حسين بدرالدين الحوثى
همراه او هستند، يكسره كند در سال ٢٠٠٤ به مناطق كوهستانى شمال يمن و به صورت مشخص كوهستان «مرّان» حمله كرد و بعد از درگيرىها و بمبارانهاى هوايى سنگين، آقاى حسين الحوثى و تعدادى از هوادارانش را به شهادت رساند و بقيه يارانشان از لحاظ ظاهرى پراكنده شدند، ولى اين پايان كار نبود بلكه آغاز تحولى جدّى در منطقه بود و به تعبير قرآن مجيد «وَمَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ». شايد پنج سال پيش كه اوّلين جنگ حكومت يمن و حوثىها درگرفت، كلّ جمعيت آنها حدود ٢٠٠ نفر بيشتر نبود، ولى الآن كار به جايى رسيده است كه در جنگ ششم كه اكنون نزديك به چهار ماه از آغاز آن مىگذرد و همچنان در اين جريان گفته شده كه «عبدالمالك الحوثى» جانشين حسين الحوثى و برادر وى، چند صد هزار نفر را در اين منطقه به صورت نيروهاى بسيجى مسلح و پارتيزان سازماندهى كرده است. امروز ديگر حوزه درگيرى و نفوذ حوثىها محدود به مرّان و استان صعده نيست بلكه چندين استان استراتژيك شمال و شمال غربى يمن تا نزديكى صنعا، حوزه نفوذ آنها و اغلب در تصرّف آنهاست. اگر دوستان، اخبار رسانهها را پيگيرى كنند به خوبى متوجّه مىشوند كه حكومت يمن، حتّى پس از ورود عربستان به ماجرا هيچ كارى از پيش نبرده، يعنى هدف اعلام شده آنها نابود كردن حركت الحوثىها در يمن و به دنبال آن باز كردن راه صعده به مرز عربستان بود، ولى ما شاهديم كه همچنان اين راه بسته و تحت كنترل حوثىهاست و اين استانها همه در اختيار حوثىهاست به جز شهر صعده كه از قديم هم در مركز شهر صعده مراكز حكومتى را حفظ مىكردند، ولى در همان شهر هم هر چند وقت يك بار، مورد حملات كوبنده قرار دارند. همين چندى پيش هم حتماً شنيديد كه گفتند يك شبيخون ديگر حوثىها را به صعده ناكام گذاشتيم. اين در حالى است كه دولت يمن به صورت قساوتآميزى با هواپيما حوثىها و مردم بيگناه منطقه را بمباران مىكند و حكومت عربستان هم در يك مقطع يك ماهه بيش از ٦٠٠ سُرتى پرواز با هواپيماهاى مدرن از قبيل اف ١٥ بر روى بعضى از مناطق حوثىها انجام داد و آنجا را بمباران كرده است. چنانكه مىدانيد عربستان داراى يكى از مجهّزترين ارتشهاى منطقه است و در طول اين سالها مقادير زيادى سلاح خريده و اين اوّلين بارى است كه دارد سلاحهاى خود را در يك جنگ جدّى امتحان مىكند، ولى حوثىها با قوّت و قدرت تمام در منطقه حضور دارند.
تحليل من اين است كه اتّفاقى كه الآن در اين منطقه افتاده، بدون ترديد تولد دوباره يك جريان مبارز و انقلابى ايستاده در برابر ظلم و ظالمين و مستكبرين در سطح جهانى است كه در عين حال اين جريان يك جريان شيعى قوى و داراى ريشه هم هست. اين جريان در يمن متولّد شده و خيلى هم قوى متولد شده است. شما اگر دقّت كنيد نيروهاى بسيج و ارتش حسين الحوثى از ٢٠٠ نفر در آغاز، اكنون به صدها هزار نفر رسيده است. هيچ نگرانى از آينده اين جريان نبايد داشته باشيم به خاطر اينكه اين جريان يك جريان مخلص و فداكار و با ايمان راسخ است كه با قاعده و زمينه كاملًا مردمى در منطقه شكل گرفته است. يعنى آن ٢٠٠ نفرى كه تبديل به حدود يك ميليون نفر شدهاند، از خود مردم يارگيرى كردهاند بدون اينكه محور آن پول و امكانات خاصى باشد.
مردم يمن مردم بسيار سادهزيستى هستند. و كافى است آن روحيه سلحشورى تاريخى را در نظر بگيريد و به غيرت يك يمنى بربخورد، اسلحه در دست مىگيرد- اسلحه هم در آنجا فراوان است- و وارد ميدان نبرد مىشود. بنابراين آنها چيز زيادى براى از دست دادن ندارند كه اگر بگوييد شهر صعده ١٠ بار در روز بمباران شود چه مىشود؟ هيچى آنها به بيرون از شهر مىروند و دوباره به شهر بر مىگردند.
الآن رهبرى جمعيت الحوثى به عهده «عبدالمالك الحوثى» برادر كوچكتر شهيد حسين الحوثى است كه البتّه ايشان برادر بزرگترى به نام يحيى الحوثى دارد كه در آلمان است و قبلًا نماينده مجلس بود ولى مصونيت پارلمانىاش لغو شد و محكوم به اعدام گشت. ايشان در سالهاى اخير مجبور شد از يمن بيرون رود و هم اكنون در آلمان مستقر است و به نوعى سخنگوى جريان الحوثى به شمار مىرود و معمولًا اگر مصاحبهاى بشود با ايشان مصاحبه مىشود.
گفته مىشود و سخن درستى هم هست كه نبايد به درگيرىهاى جارى در يمن رنگ و بوى مذهبى داد. در جمهورى اسلامى هم همين بحث مطرح است. دولت يمن به حوثىها مىگويد كه رافضى (اثناعشرى) هستند و زيدى نيستند. اگر از آنها بپرسند كه زيدى واقعى