ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - مقايسه اصلاحات ليبرالى با اصلاحات حسينى (ع)
تحريفات آشكار و پنهان واقعه عاشورا
نسبت به واقعه عاشورا هم دقيقاً همين اتفاق افتاده است؛ يعنى تحريفها از قديم هم وجود داشته است. از قديم هم بعضى تحريفها سطحى و بعضى بسيار اساسىاند. از جمله تحريفاتى كه اتفاق افتاده- كه ما خيلى آن را درشت مىكنيم كه در جاى خود هم خيلى مهم است- اين است كه عدّهاى- كه احياناً دوست هم بودهاند- آن جايى كه مىخواستهاند اين حقيقت قدسى و ماورائى را مثلًا در قالب يك حماسه تحليل كنند، گاهى دچار مبالغه شدهاند، (مبالغههاى صورى) چون نمىتوانستهاند باطن عظيم اين حادثه را تبيين بكنند، ناچار به مبالغات صورى كشيده شدهاند. فرض كنيد تعداد لشكر را افزايش دادهاند، زمان حادثه عاشورا را افزايش دادهاند و امثال اينگونه تحريفها. اين قبيل مبالغات غلط است و نبايد اتفاق بيفتد. ولى واقعاً اين تحريفها در مقابل تحريفهاى بزرگ، تحريفهاى مهمى نيستند. تحريفهاى مهم، تحريفاتى هستند كه در طول تاريخ، براى فروكاستن از اثر بخشى اين حادثه صورت گرفته است. به دليل اينكه اثرگذارى حادثه عاشورا بر فرآيند جامعه جهانى كاملًا مشهود شده و دوست و دشمن فهميدهاند كه امواج اين حادثه دارد به يك موج فرهنگ جهانى در مقابل فرهنگ مدرن تبديل مىشود.
از بين بردن اسلام سياسى، محور جنگ تمدّنها
اگر صحبت از جنگ بين تمدنها، يعنى تمدن اسلام و تمدن غرب، يعنى تمدن اسلامى و تمدن مدرن، به عنوان محورىترين اين جنگهاست، در كانون اين تمدن، «اسلام انقلابى» و اسلام شيعى است. اين را دوست و دشمن مىدانند. شما حرفهاى هانتيگتون را كه تئورى پرداز اين جنگ است، ببينيد. آنها اسلام انقلابى و راديكال و به تعبير خودشان بنيادگرا را مبدأ اين درگيرى مىدانند و نقطه كانونى جوشش فرهنگ اثرگذارى بر حيات بشر، عاشوراست.
اينكه در همايش چند سال قبل يهود گفته شد كه شيعه دو نقطه اصلى اتّكا دارد: عاشورا و انتظار، ما بايد اين دو تا را در فرهنگ تشيّع و جامعه جهانى تغيير بدهيم، علامت اين است كه دشمن دقيقاً به اثرگذارى اين حادثه و فرهنگسازى اين حادثه توجه پيدا كرده و ديده كه اين از يك حادثه شخصى و قدسى تبديل شده به يك حادثه اثرگذار در فرآيندهاى سياسى جهانى و امواجش جامعه جهانى را تحت تأثير قرار داده و به اصطلاح جهانى سازى را با خطر جدى مواجه كرده است؛ يعنى به رقيب جهانىسازى مادى تبديل شده است. خب بايد با اين چه كرد؟ اين بسيار مهم است.
تحريف پنهان عاشورا
تحريف مدرنى كه اخيراً از عاشورا مىشود اين است كه مىخواهند به قول خودشان عاشورا را در دوره گذار از ديندارى به سكولار تفسير كنند! يعنى به نظرشان مىآيد جامعه جهانى دارد به سمت سكولاريسم حركت مىكند، حالا در اين حركت عمومى عاشورا را چگونه تفسير كنند كه هماهنگ با جامعه جهانى شده و بر سر راه سكولاريسم و مدرنيسم مانعتراشى نكند و با گذار به سكولاريسم بسازد؟ بنابراين نتيجه، تحريفات مدرن ديگرى اتفاق مىافتد. تحريفى كه مىخواهد عاشورا را بازسازى كرده و منطقسازى كند، يعنى مىخواهد جريان هيبرنتيك را هم در تفسير عاشورا بياورد و عاشورا را حسى تفسير كند؛ به گونهاى كه با گذار به سكولاريسم، گذار به دنياى سكولار و جامعه جهانى سكولار سازگار باشد، يعنى مىخواهد آنگونه حول عاشورا فرهنگسازى كند كه مزاحم جهانىسازى مدرنيسم و ليبرال دموكراسى نشود؛ اين بزرگترين تحريف پيرامون عاشورا است كه در اينجا به بررسى چند مورد از آن مىپردازيم.
ارائه تفسير مدرنيستى از قيام عاشورا
يك نمونه از اين تحريفات اين است كه شما بياييد اين حقيقت قدسى را كه يك اقدام ملكوتى و در عين حال زمينى است، يعنى اثر گذار بر فرآيند جامعه جهانى و دنبال اصلاح جامعه است «خرجت لطلب الإصلاح فى امّة جدّى» اينها را بر محور مفاهيم مدرن تفسير كنيد. يعنى اصلاحاتى را كه حضرت دنبال مىكردند همان مفاهيم اصلاحاتى تلقى كنيم كه ليبرال دموكراسى پيشنهاد مىكند. اوّلين پيشنهاد ليبرال دموكراسى اصلاح ساختار سياسى بر محور اومانيسم و انسان مدارى است كه عاشورا هرگز بر اين محور شكل نگرفت.
مقايسه اصلاحات ليبرالى با اصلاحات حسينى (ع)
اصلاحاتى را كه ليبرال دموكراسى دنبال مىكند داراى چند ويژگى است:
١. فراگير است، شما ديدهايد اصلاحاتى كه امروز دنبال مىكنند و در جامعه جهانى دنبال توسعه جهانى هستند، فراگير است و مىخواهند همه جامعه جهانى را دستخوش تغيير و تحول كنند،
٢. همه جانبه است، ناظر به نظام سياسى و فرهنگى يا اقتصادى نيست. مىخواهد همه ابعاد جامعه را دستخوش تحول هماهنگ كند، توسعه جامع،
٣. اصلاحات را مىخواهند از اعماق جامعه ايجاد كنند. مىگويند مىخواهند عميقترين لايههاى فرهنگى