ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - ٢- ١ نياز هميشگى به حجت
باقر (ع) دراينباره مىفرمايد: «به خدا سوگند، خداوند از روزى كه آدم (ع) قبض [روح] شد، هيچ سرزمينى را از پيشوايى كه [مردم] به وسيله او به سوى خدا هدايت مىشوند، خالى نگذاشته است. اين پيشوا، حجت خدا بر بندگانش است و هرگز زمين بدون امامى كه حجت خدا بر بندگانش باشد، باقى نمىماند».[١]
امام صادق (ع) نيز در همين زمينه مىفرمايد: «تا زمانى كه زمين پابرجاست، در آن براى خداى تعالى حجتى است كه حلال و حرام را [به مردم] مىشناساند و [آنها را] به راه خدا فرامىخواند. حجت خدا از روى زمين برداشته نمىشود مگر تا چهل روز پيش از برپايى رستاخيز. پس آنگاه كه حجت خدا برداشته شد، در توبه بسته مىشود و ايمان كسى كه پيش از برداشته شدن حجت ايمان نياورده است، براى او سودى نخواهد داشت».[٢]
نياز هميشگى به حجتهاى الهى ريشه در اين واقعيت دارد كه آدمى براى پيمودن مسير هدايت و دست يافتن به حقيقت هستى همواره نيازمند راهنمايى انسانهاى شايستهاى است كه از سوى خداى متعال به اين منظور برگزيده شده و رسالت هدايت و راهبرى آدميان را برعهده گرفتهاند.
پرسشى كه در اينجا ممكن است مطرح شود اين است كه با وجود كتابهاى آسمانى چه نيازى به اين انسانهاى برگزيده وجود دارد؟ در پاسخ اين پرسش بايد گفت: اولًا كتابهاى آسمانى خود نيازمند مفسر و مبيّن هستند و ثانيا اين كتابها بدون وجود حجتهاى الهى دچار تحريف و تبديل يا تأويل و تفسيرهاى بىاساس مىشوند تا آنجا كه حق بر مردم مشتبه شده و انسانها بيش از پيش دچار سردرگمى مىگردند. ازاينرو، همواره بايد در كنار كتابهاى آسمانى انسانهاى برگزيدهاى به عنوان مفسر و مبين كلام خدا وجود داشته باشد.
قرآن كريم نيز به اين واقعيت توجه كرده و رسول گرامى اسلام (ص) را عهدهدار تبيين و توضيح آنچه بر مردم نازل شده، قرار داده است: «وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛[٣] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند».
بديهى است، پس از رسول خدا (ص) هم بايد همواره كسانى وجود داشته باشند كه با تبيين و تفسير قرآن مردم را در پيمودن طريق هدايت يارى و آنها را از افتادن به راههاى انحرافى حفظ كنند.
از برخى مناظرههاى ياران امامان معصوم (ع) با مخالفان خود كه محتواى آنها به تأييد امامان رسيده است، نيز مىتوان به چرايى نياز هميشگى بشر به حجتهاى الهى پى برد. گزارش يكى از اين مناظرهها را مرور مىكنيم:
«منصور بن حازم گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اين است كه به آفريدگانش شناخته شود، بلكه آفريدگان به خدا شناخته مىشوند. [آن حضرت] فرمود: راست گفتى. عرض كردم: كسى كه بداند براى او پروردگارى است سزاوار است كه بداند براى آن پروردگار خشنودى و خشم است و خشنودى و خشم او جز به وسيله وحى يا فرستاده او شناخته نمىشود. كسى كه بر او وحى نازل نمىشود بايد كه در جستوجوى پيامبران باشد و چون ايشان را بيابد بداند كه ايشان حجت خدايند و اطاعتشان لازم است.
من به مردم (سنّيان) گفتم: آيا شما مىدانيد كه رسول خدا (ص) حجت خدا بر آفريدگانش بود؟ گفتند: آرى. گفتم: هنگامى كه رسول خدا (ص) درگذشت حجت خدا بر آفريدگانش كيست؟ گفتند: قرآن. [گفتم:] من در قرآن نظر كردم و ديدم مرجئه،[٤] قدريه[٥] و [حتى] زنديقى[٦] كه به آن ايمان ندارد، در مناظره براى غلبه بر ديگران به آن استدلال مىكنند، پس دانستم كه قرآن بدون قيّم (برپادارنده) حجت نيست و هر چه آن برپا دارنده درباره قرآن بگويد، حق است. آنگاه به ايشان گفتم: برپادارنده قرآن كيست؟ گفتند: ابن مسعود قرآن را مىدانست، عمر هم مىدانست، حذيفه هم مىدانست. گفتم: تمام قرآن را؟ گفتند: نه، [گفتم:] من كسى را جز على (ع) نديدم كه بگويد همه قرآن را مىداند. و هنگامى كه در ميان مردم چيزى رخ مىداد كه [همه در پاسخ آن در مىماندند و به هر كس مراجعه مىكردند] مىگفت: نمىدانم [تنها