ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - رازهايى ناگفته از انقلاب اسلامى ايران
كردهام كه نقل كردند: يكى از بزرگان آمدند و گفتند همسر من خانم صالحى است. او گفته كه به من گفتهاند به آقايان امامى كاشانى، مهدوى كنى و دكتر بهشتى بگوييد براى سلامتىشان نماز امام زمان (ع) را بخوانند وگرنه منافقان شما را ترور مىكنند.
آيتالله امامى كاشانى شوخى مىكردند و مىگفتند ما كه تا گفتند فورى خوانديم. به آيتالله مهدوى و بهشتى هم پيغام را رسانديم. دو سه روز بعد دوباره همان آقا آمدند و مجدداً مطلب را تكرار كردند و با تأكيد گفتند، اين نماز را بخوانيد و الّا ترور مىشويد. پيام دوم را هم رساندم. آيتالله مهدوى كنى مزاح كرده و فرمودند: ما كه از عواميم و از همان موقع نماز را مرتب مىخوانيم. ولى آيتالله بهشتى گفتند: ما كه همه زندگىمان وقف امام زمان (ع) است. بعد از آن ماجراى هفتم تيرماه پيش آمد و ايشان شهيد شد. جالب اينجاست كه آيتالله مهدوى كنى هم عضو شوراى عالى امنيّت بود و بايد در آن جلسه حاضر مىشد. آن روز بعد از نماز و نهار اندكى استراحت مىكنند و به همين جهت كمى دير مىرسند و در مسير صداى انفجار را مىشنوند. توصيه مىكنم اين نماز را جوانان هفتهاى يك بار، در سحر جمعه بخوانند. بركات زيادى دارد كه يكى از آنها بيمه شدن زندگى است. إنشاءالله
\* در پايان گفتوگو لطفاً هديهاى معنوى براى خوانندگان موعود و به خصوص جوانان مرحمت كنيد.
\* روزى همراه جمعى، به اتفاق آقاى حداد عادل، كه آن زمان معاون وزير آموزش و پرورش بود، در محضر آيتالله العظمى بهجت (ره) بوديم. در ذهنمان اين بود كه درباره امامت از ايشان سؤال كنيم. چون قصد داشتيم آن سال را سال امامت اعلام كنيم و سعى كنيم تا آنجا كه مىتوانيم محبت و معرفت نسبت معصومان (ع) را در جوانان و نوجوانان تقويت كنيم. ايشان اجازه سؤال كردن به ما ندادند منتهى از ابتدا تا انتها درباره امامت صحبت كردند. اين امر براى ما بسيار جالب بود. ايشان فرمودند: «همه ائمه (ع) را بايد حى، حاضر، ناظر و قادر بدانيم».
اين عين عبارتى بود كه ايشان در آن جلسه فرمودند. بيشتر هم در آن جلسه فكرشان به سمت حضرت رضا (ع) رفت. فرمود: «وقتى شما به زيارت مىرويد آيا فكر مىكنيد به زيارت اهل قبور مىرويد كه براى ثواب بايد فاتحهاى بخوانيم؟ اينطور نيست. بايد امام را حى و حاضر و ناظر و قادر بدانيم». در ادامه نيز در همين رابطه خاطراتى حيرتآور را نقل فرمودند كه از آن جمله تشرف حضرت عيسى (ع) و مريم (س) به محضر حضرت رضا (ع) بود.
در همان ايام به خدمت آيتالله مرواريد (ره) از شاگردان مرحوم شيخ حسنعلى اصفهانى- معروف به نخودكى-، رسيديم. همين مطلب را از ايشان پرسيديم كه شما «امام حى» را چگونه تفسير مىفرماييد؟ فورى اشاره فرمودند به اين آيه شريفه: «وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً، بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ». و ادامه دادند: «بنا بر كلام خدا، شهدا زندهاند و وجود مقدّس امام رضا (ع) امام شهدا هستند. ميان اين دو مقام فاصله زيادى وجود دارد». سپس خاطرهاى را از آيتالله وحيد بهبهانى (ره) از علماى بزرگ زمان مشروطيت، نقل كردند كه بعد از رحلت، بارها براى اهل و خانوادهشان ظاهر و نمايان شده و تجسّد داشتند. اين تظاهر شديد تا جايى بود كه اعضاى خانواده، ايشان را با همين چشم سر و در شرايط عادى مىديدند و امر بر ايشان مشتبه شده بود. ماجراى مشهور علامه حسنزاده آملى- حفظه الله- را نقل كردند كه دو ماه بعد از رحلت علامه طباطبايى (ره) شب ميلاد يكى از امامان (ع) بود كه مشغول نوشتن مقالهاى بودند. ناگهان در بيدارى كامل مشاهده مىكنند علامه روبهروى ايشان ايستاده و مىفرمايند: «نيكو صورت و نيكو سيرت و نيكو سريرتى». سپس ادامه دادند: «وجود مقدس امام زمان (ع) كه شهيد هم نشدهاند و در ميان مردم حضور دارند. اگر ما نمىتوانيم ايشان را زيارت كنيم، عيب از چشم ماست و توفيق نداريم. ما غايبيم و الّا ايشان در همه جا حضور كامل دارند و بر تمام عالم امامت مىكنند».
بحث امامِ حَى مطلب بسيار مهمى است كه ما بايد درباره وجود مقدّس امام زمان (ع) توجه كنيم. افرادى كه به تازگى به تشيع مشرف شدهاند توجه خاصى به اين مطلب نمودهاند؛ براى نمونه «هانرى كربن» كه پس از ملاقاتها و گفتوگوهايش با علامه طباطبايى (ره) دست از مسيحيت كشيد و مسلمان و شيعه شد، جمله جالبى دارد و مىگويد: «در ميان تمام مذهبها و دينها فقط يكى است كه امام حى دارد و آن هم شيعه است».
اين نكته ظريفى است. خودم هم در ديدارهايى كه با نوشيعهشدگان داشتهام اين عبارت را از آنها شنيدهام. «رابرت رايكو» نيز كه استاد دانشگاه و از جمله دانشمندان آنجا بود متحول و شيعه شده و نامش را به سلمان رايكو تغيير داده است. او الآن به ايران آمده و مشغول تحصيل در قم است. او برايم نقل مىكرد كه در ايتاليا خيلى كم از اسلام براى ما مسيحيان تعريف كرده بودند. به تدريج من خودم در اين رابطه كنجكاو شدم و از طريق چند مسلمان كه در اطرافم بودند با اسلام آشنا شدم. پس از مدتى هم آثار هنرى كربن را مطالعه نمودم و به تشيع گرويدم. او هم روى اين مطلب «امام حى» تأكيد مىكرد. اين را هم عرض كنم همانطور كه خداوند در سوره يس مىفرمايد: «إِنَّماأَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» خليفه خدا هم به اذن او چنين قدرتى دارد. البته توجه داريم كه مانند مسيحيان دچار اشتباه نشويم كه آنان، مسيح را كنار خدا مىگذارند. اينها بنده خدا و انسان كامل هستند و به اذن خدا مىتوانند آنچه را اراده مىكنند، انجام شود.
آخرين مطلب را نيز در همين راستا خدمت شما عرض مىكنم. مرحوم آيتالله سيد حسن درافشان كه از اولياى خدا در مشهد بودند، تعريف مىكردند كه من در بعضى از مناطق سنّىنشين، فضايل اميرالمؤمنين (ع) را بيان مىكردم، تا جايى كه يكى از علماى بزرگ اهل سنّت آن منطقه پس از جلسهاى از اين سخنرانىها كه گاه تا سه ساعت طول مىكشيد مرا به منزلش براى صبحانه دعوت كرد و گفت: من تاكنون درباره اميرالمؤمنين (ع) اشتباه مىكردم و مىخواهم شيعه بشوم. اين را به ديگران هم اعلام كنيد. ايشان درباره اميرالمؤمنين (ع) و فضايل ايشان نكات ظريفى را نقل كردهاند كه از آن جمله اينكه در زمان تولد حضرت عيسى (ع) به حضرت مريم (س)