ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - جايگاه اهل نظر
جايگاه اهل نظر
به هر دليل جامعه اسلامى امروز ما درگير تشتّت و بحران ناخواسته است. تجربه فراز و نشيبها، بنبستها و بحرانها براى جامعهاى و قومى كه به سان يك كاروان مسير تاريخ را سپرى مىكند، بسيار طبيعى است. ساحلنشينان بىحركت و عارى از حيات و جان بالنده مبتلاى اين فراز و فرودها نمىشوند. چنانكه گورستان با گذر قرنها و هزارهها ثابت و متروكه مىماند.
تاريخ چند هزار ساله اين سرزمين، تاريخ مبارزه، ميداندارى و افت و خيزهاى بزرگ بوده. كسب بزرگى و حفظ بزرگى بدون مبارزه و حضور در ميدان اساساً غيرممكن است. هماره عواملى از بيرون يا از درون، در كميناند تا قوم نشسته بر بلندى را به زير آورند و خود مقام و موقعيت او را تصاحب كنند و جملگى دارايى فرهنگى و تمدنىاش را بربايند.
آشوب و آشفتگى در هر قدّ و قواره مهم نيست. مهم پيشبينى فراز و فرودهاى احتمالى، آمادگى براى مقابله و به سلامت خارج شدن آن است.
استراتژيست قديمى «سُن وو» كه اثر گرانسنگش «هنر جنگيدن» پس از چند قرن در زمره مهمترين آثار در حوزه مطالعات نظامى و استراتژيك قابل شناسايى است، عبارت قابل تأملى دارد، مىنويسد:
«در مسائل نظامى، اين مطلب از اصول است كه فرض را بر نيامدن دشمن نبايد گذاشت، بلكه بايد درباره سرعت مقابله با وى انديشه كرد.
همچنين نبايد فكر كرد كه دشمن حمله نمىكند، بلكه بايد درصدد شكستناپذير كردن خود بود.
چنانكه اشاره كردم، عوامل مزاحم و خصومتها گاه از بيرون جغرافياى خاكى يك قوم سر بر مىآورد و گاه از درون جغرافياى خاكى، صرفنظر از اينكه مجراى ورود خصم از كدام يك از حوزههاى «اقتصادى، سياسى، نظامى و حتّى فرهنگى» باشد و به واقع، عوامل ساز با استفاده از هر يك از اهرمهاى موجود در ميان مناسبات، گاه از درون و گاه از بيرون هجوم مىآورند. مىخواهم عرض كنم؛ به جز دو دسته عامل بيرونى و درونى بحرانساز، عامل سومى هم قابل مطالعه است. اين عامل به زمينهها و گاه نكات مغفول ماندهاى برمىگردد كه سايرين از آنها براى ضربه زدن استفاده مىكنند.
نزد مردان فرزانه همه اين سه صورت كينورزى و مداخل آنها قابل شناسايى و پيشبينى است. چنانكه، ديدبانان و طلايهداران سپاه، وظيفه اصلىشان شناسايى كمينگاهها، عِدّه و عُده خصم، منفذهاى ورود سپاهيان و بالاخره نحوه مبارزه و جنگ ميدانى با آنهاست.
ملكدارى به هر صورت و در هر وجهى اساساً در زمره عمليات نظامى شناسايى مىشود و شايد به عبارت جناب سعدى شيراز، خود زندگى غير جنگيدن نيست. «زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو» تمامى شيوهها و فرمولها و استراتژىهاى جنگ ميدانى در تمامى ساحات حيات اجتماعى و ملكدارى مصداق پيدا مىكند، حتّى در معاملات و بازرگانى نيز همين قاعده قابل شناسايى و اجرا است.
اگرچه هنگامه و وقت اين پرسش و پاسخ در شرايط امروز كه جامعه مبتلاى تنش و تجاوز است نباشد، امّا به عنوان يك معلم فرهنگى، روى پرسشگر خود را متوجه كسانى مىكنم كه وظيفه داشتند، ١. كمينگاهها را شناسايى كنند؛ ٢. راههاى نفود را ببندند؛ ٣. جبهه خودى را مهيّاى سد كردن رخنهها كنند و ٤. با سرعت براى مقابله به پا خيزند.
ملكدارى تماماً در جاه و جلال عزّت و بلندنشينى خلاصه نمىشود. بخش مهمتر ملكدارى در چهار موضوع سابق آن هم در وسعت همه مناسبات ١. سياسى؛