ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٥ - نقش حجاز در عصر ظهور
ديدگاهى دينى و اهدافى اسلامى دارد و اسلام، (برترين) ايدئولوژى و قانون است و مىخواهد اين پيام را به مردم جهان برساند كه او پيرو و تجديدكننده دين جدش محمد رسول الله (ص) است. همچنين هنگام ظهور مقدسشان، ويژگىهاى مكتب انديشهاى ايشان روشن مىشود و شعار «يا لثارات الحسين» ايشان، همه جا را فرا مىگيرد.
ظهور از قلب جهان اسلام و از قبله مسلمانان آغاز مىشود تا امام فرصت اين را داشته باشد كه پيام و رسالت و اهداف خود را به روشنى براى تمام مردم جهان، از همان آغاز حركت خود بيان كند.
ب) استفاده از جايگاه والاى كعبه نزد مسلمانان؛ هنگامى كه آغاز حركتى از مقدسترين و پاكترين نقطه جهان باشد، حركت و جنبش و قيام ايشان مورد توجه و پيگيرى پياپى و خاصّ تمام مسلمانان قرار مىگيرد زيرا مكه (قبله) جايگاه خاصى در ميان مسلمانان جهان دارد. اينجاست كه حداقل، مسلمانان سخنان و بيانات و خطبههاى ايشان را مىشنوند و در آن زمان، صداى امام و طرحها و برنامههاى ايشان به گوش تمام مسلمانان جهان مىرسد.
با توجه به اين موارد به اين نتيجه مىرسيم كه اين رهبر جهانى، بسيار نبوغ دارد و استراتژى قيام و حركت ايشان هم موفقيتآميز خواهد بود. حال اگر نقطه حركت و قيام ايشان از شهر اسلامى ديگرى بود يا از يك پايتخت سياسى يك كشور، امام (ع) فرصت پيگيرى دستگاههاى اطلاعرسانى و سياسى و مردمى از قيام خود را از دست مىداد، به ويژه در روزهاى آغازين ظهور، كه هنوز قدرت ايشان به قوام نرسيده است و نيروها هنوز آنگونه كه بايد، سازماندهى نشدهاند.
\* لطفاً به صورت مختصر در مورد اوضاع سياسى منطقه حجاز پيش از ظهور توضيح دهيد؟ جوّ عمومى حاكم نسبت به امام چگونه خواهد بود و چه برخوردى با امام خواهد داشت؟
\* تسلسل حوادثى كه مقدمه ظهور در حجاز است، با آمادهسازى شرايط و جوّ مناسب براى موفق ساختن
جنبش امام خواهد بود. و از اينجا، مفهوم روايات شريفهاى كه در مورد فراغ سياسى و ضعف نظامى و امنيتى در منطقه حجاز پيش از ظهور سخن مىگويند را در مىيابيم. حوادث، در حجاز با مرگ حاكم «عبدالله» آغاز مىشود. او آنگونه كه در روايت ابوبصير آمده، آخرين پادشاه حجاز خواهد بود. در روايت ابوبصير آمده است: هر كس براى من مرگ عبدالله را تضمين كند، من (ظهور) قائم را براى او تضمين مىكنم. «خاندان فلان» در مورد تعيين خليفه بعدى دچار اختلاف نظر مىشوند و اختلافات آنها تا زمان ظهور امام (ع) ادامه مىيابد. در روايت ابوبصير در اين مورد آمده است: «امّا هنگامى كه عبدالله بميرد، مردم پس از او [براى خليفه كردن شخصى] اتفاق نظر پيدا نمىكنند و اين مسئله تا زمان [ظهور] مراد شما، إنشاءالله، پايان نمىپذيرد. پادشاهى سالها مىرود و [زمان پادشاهى] پادشاه ماهها و روزها فرا مىرسد». ابوبصير گفت: عرض كردم: آيا اين دوران به درازا مىانجامد؟ امام فرمود، نه هرگز».
اختلافات پس از مرگ «حاكم عبدالله» تبديل به درگيرىهاى داخلى براى به دست آوردن قدرت و حكومت مىشود و جنگهاى داخلى ميان فرزندان خانواده حاكم در مىگيرد و آنگونه كه در اين روايت آمده: «از جمله نشانههاى خروج، رويدادى است كه ميان حرمين روى مىدهد». عرض كردم آن رويداد چيست؟ فرمود: «يك نابودى كه ميان حرمين خواهد بود و فلانى از فرزندان فلانى، پانزده رهبر و بزرگ را مىكشد» يعنى ميان حكومت حجاز ضعيف مىشود و آن فراغ سياسى و وضعيت امنيتى نابسامان پيش مىآيد.
با نبود قدرت و سلطه سياسى و ضعف آن و مشغول شدن مقامها و سردمداران به درگيرى و جنگ براى به چنگ آوردن قدرت و مقام، گروههاى ناصبى دشمن اهل بيت (ع) فعال مىشوند و از اينجاست كه مفهوم رواياتى كه در مورد پريشانى و نابسامانى كه در ميان حجّاج در منا، طى مراسم حجّ آن سال پيش مىآيد را مىفهميم تا آنجا كه جمره عقبه به خون آغشته مىشود. و آن به دليل ادامه اختلاف حجازىها براى به دست آوردن قدرت و مقام است.
علاوه بر جوّ امنيتى حاكم كه دشمن شيعه است، بسيارى از شيعيان به زندان افكنده مىشوند. اين حوادث در بيست و پنجم ماه ذى الحجه با قتل فرستاده امام (ع) كه همان «نفس زكيّه» است، در حرم مكّه ميان ركن و مقام پايان مىيابد.
مسئله بسيار مهم در حجاز در آن دوران (يعنى پيش از ظهور) اين است كه ديدههاى مسلمانان به سوى امام مهدى (ع) است و منتظر ظهور ايشان هستند. در آن زمان اين خبر ميان مردم منتشر مىشود كه ايشان در مدينه منوّره سكونت دارند و آغاز حركتشان از مكه مكرّمه خواهد بود. در اين مدت، امام به ارتباط برقرار كردن با يارانش در مدينه منورّه و سپس مكه مكرّمه مىپرداد و نقش رهبرى خود را تقريباً به طور كامل ايفا مىكند و در آن شرايط بسيار حساس، بيانات خود را به