ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - ٢- ٢ نقش مردم در غيبت و استمرار آن
اين تعداد از اهل اخلاص جمع شدند، خداوند امر او را آشكار مىكند و آنگاه كه ده هزارنفر براى او كامل شد، به اذن خداى عزّ و جلّ خروج مىكند».[١]
گفتنى است شيخ مفيد (ره) نيز در يكى از رسالههاى خود بر اين موضوع تأكيد مىكند كه فراهم نبودن تعداد مورد نياز از ياران برگزيده، يكى از دلايل استمرار غيبت است. او مىنويسد:
«در مجلس يكى از رؤسا حاضر شدم، بحثى در امامت مطرح و به گفتوگو درباره غيبت [امام زمان (ع)] منجر شد. صاحب آن مجلس گفت: «آيا شيعه از جعفر بن محمد (ع) روايت نمىكند كه: اگر به تعداد اهل بدر- سيصد و اندى نفر- براى امام جمع شوند، خروج با شمشير بر ايشان واجب مىگردد؟» گفتم: اين حديث روايت شده است. گفت: ما يقين داريم كه تعداد شيعيان در اين زمان چندين برابر تعداد اهل بدر هستند، پس چهطور با وجود روايت ياد شده، غيبت براى امام جايز مىباشد؟ در پاسخ او گفتم: هر چند تعداد شيعيان در اين زمان چندين برابر تعداد اهل بدر است و اگر به تعداد جماعت اهل بدر، اجتماع كنند، ديگر امام نمىتواند تقيه كند و ظهور بر او واجب مىشود، ولى در اين زمان هنوز اين تعداد با ويژگىها و صفاتى كه در اهل بدر وجود داشت، محقق نشده است؛ زيرا لازم است كه اين جماعت در ويژگىهايى چون شجاعت، صبر بر مرگ، اخلاص در جهاد، ترجيح آخرت بر دنيا، پيراستگى باطنى از عيوب و سلامتى عقلى سرآمد باشند و در هنگام كارزار سستى و درنگ نورزند ... و همه شيعيان اين ويژگىها را ندارند. اگر خداوند تعالى مىدانست كه در ميان آنها اين تعداد افراد با ويژگىهاى يادشده وجود دارد، قطعا امام (ع) ظهور مىكرد و بعد از اجتماع اين افراد به اندازه يك چشم برهم زدن هم غايب نمىشد، ولى روشن است كه واقعيت اينگونه نيست و ازاينرو، غيبت بر امام رواست.[٢]
ج) آماده نبودن جوامع بشرى: امام عصر (ع) در يكى از توقيعهاى خود مطلبى را بيان مىكنند كه شايد بتوان از آن استفاده كرد كه علت استمرار غيبت آماده نبودن جوامع بشرى، به طور عام، و جوامع شيعى، به طور خاص، است. آن حضرت مىفرمايد: «اگر شيعيان ما كه خداوند توفيق طاعتشان دهد، در راه ايفاى پيمانى كه بر دوش دارند، همدل مىشدند، ميمنت ديدار ما از ايشان به تأخير نمىافتاد و سعادت ديدار ما زودتر نصيب آنان مىگشت؛ ديدارى بر مبناى شناختى راستين و صداقتى از آنان نسبت به ما».[٣]
برخى فقيهان و متكلمان بزرگ شيعه نيز اين موضوع را كه علت غيبت، فراهم نبودن زمينه براى ظهور و آماده نبودن جوامع بشرى است، تأييد كردهاند كه از آن جمله مىتوان به شيخ طوسى و خواجه نصيرالدين طوسى (ره) اشاره كرد.
شيخ طوسى هنگام بحث از حكمت و سبب غيبت، ابتدا به شرح ديدگاه خود در اين زمينه پرداخته است و پس از بحث و بررسىهاى مفصل مىنويسد: «به طور قطع مىتوان گفت علت غيبت امام ترس او از كشته شدن به دست ظالمان و باز داشتن آن حضرت از تصرف در امورى است كه تدبير و تصرف در آنها به دست او سپرده شده بود. پس هنگامى كه بين امام و مقاصد او مانع ايجاد شود، لزوم قيام به امامت ساقط مىگردد و هنگامى كه امام بر جان خود بيمناك شود، واجب است كه نهانزيستى را پيشه خود سازد و از ديدهها پنهان شود. همچنانكه پيامبر- درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد- يكبار در شعب و بار ديگر در غار از ديدهها پنهان شد و اين تنها به دليل بيم از خطرهايى بود كه جان او را تهديد مىكرد».[٤]
آنگاه در پاسخ به اشكالهايى كه ممكن است به مقايسه غيبت پيامبر اسلام (ص) با غيبت امام عصر (ع) گرفته شود، مىنويسد: «فىالجمله بر خداى تعالى واجب است امام را به گونهاى تقويت كند كه براى او امكان قيام فراهم شود و دست او باز گردد. اين موضوع به وسيله فرشتگان و آدميان امكانپذير مىشود. حال اگر خداوند اين كار را به وسيله فرشتگان انجام نداد، مىفهميم كه در اين كار مفسدهاى بوده است. بنابراين واجب مىشود كه اين كار به وسيله آدميان انجام پذيرد. پس اگر انسانها اين كار را انجام ندادند، به خود آنها برمىگردد، نه خداى تعالى. با اين بيان همه اشكالهاى از اين جنس باطل مىشود. پس همانگونه كه براى پيامبر- درود و سلام خداوند بر او و خاندانش باد- جايز بود در صورت نياز