ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - ٢- ١ نياز هميشگى به حجت
در پى گسترش حاكميت اسلام در سراسر جهان و كوتاه كردن دست ابرقدرتها از همه كشورهاى اسلامى بود. ايشان، حركت خود را در راستاى قيام جهانى موعود (ع) مىديد و انقلاب اسلامى ايران را مقدمهاى براى انقلاب عظيم مهدوى ارزيابى مىكرد. از همين رو، تشكيل حكومت اسلامى در ايران هيچ گاه سبب نمىشد ايشان از حركت باز ايستد و حكومت جهانى مهدى موعود را به فراموشى سپارد:
« [...] جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميد بخش آتيهاى روشن است و وعده خداوند تعالى را نزديك و نزديكتر مىنمايد. گويى جهان مهيّا مىشود براى طلوع آفتاب ولايت از افق مكّه معظّمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان. از پانزدهم خرداد ٤٢ كه حكومت مستكبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و مىرفت تا عربده شوم «أَنَارَبُّكُمُ الْأَعْلى» از حلقوم فرعون زمان طنين افكند، تا ٢٢ بهمن ٥٧ كه پايه حكمرانى جبّاران عصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج دو هزار و پانصد ساله فرعونگونه ستمشاهى به دست تواناى زاغهنشينان و ستمديدگان تاريخ بر باد رفت و طومار تاراجگرىها و حكمفرمايىهاى شيطان بزرگ و شيطانكهاى وابسته و پيوسته به آن درهم پيچيده شد، ايامى معدود بيش نبود، [...] ولى تحوّلى كه كمتر از صد سال بعيد به نظر مىرسيد با تقدير خداى بزرگ در اين ايّام معدود و ساعات محدود تحقّق يافت و جلوهاى از وعده قرآن كريم نورافشانى كرد و چه بسا كه اين تحول و دگرگونى، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد: «وليس من الله بمستنكر» كه دهر را در ساعتى بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهى ولى الله الأعظم، صاحب العصر- أرواحنا له الفداء- روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالتى الهى را در عالم بر فراز كاخهاى سپيد و سرخ مراكز ظلم و الحاد و شرك به اهتزاز درآورد. «وَما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ».[١]
امام راحل با ژرفانديشى تمام و با پشتوانه عظيم اعتقاد به انقلاب جهانى حضرت حجت (ع)، مسئولان نظام را از اينكه تنها به ايران بينديشند، برحذر داشت و فرمود: «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجّت- ارواحنا له الفداء- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد، مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولين را از وظيفهاى كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد و اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است، منصرف كند».[٢]
از اين رهنمود به خوبى استفاده مىشود كه امام خمينى (ره)، تشكيل حكومت جهانى اسلام را يكى از مهمترين اهداف انقلاب اسلامى مىدانست. از همين رو، معتقد بود كه مسئولان نظام جمهورى اسلامى بايد همه تلاش خود را براى ايجاد اين حكومت به كار برند و متوجه باشند پرداختن به برنامههاى توسعه، حتى يك لحظه، آنها را از اين هدف بزرگ بازندارد؛ چون غفلت از آن، «خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد».
٢. مبانى نظريه
ضرورت زمينهسازى براى ظهور امام مهدى (ع) بر مبانى متعددى استوار است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
٢- ١. نياز هميشگى به حجت
در اعتقاد اسلامى، بشر همواره نيازمند هدايتگر است. به همين دليل، از ابتداى آفرينش انسان تاكنون هيچگاه جهان از پيامبران و امامان هدايتگرى كه حجتهاى خدا بر بندگانش هستند، خالى نبوده است. بر اساس اين اعتقاد، اگر بر روى كره زمين تنها دو نفر باقى مانده باشند، يكى از آنها حجت الهى خواهد بود.[٣] دانشوران شيعه اين موضوع را تحت عنوان «اضطرار به حجت» (ناگزيرى از حجت) مطرح ساختهاند.[٤] امام محمد