ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - دو نمونه تحريف ديگر عاشورا
جامعه را دستخوش تحول كنند كه شالودههاى اين بنا آنجا گذاشته مىشود. اين اصلاحات عميق، فراگير، همه جانبه، تاريخى، پايدار و بر يك محور واحد است: محور ليبرال دموكراسى. آنها يك چنين اصلاحاتى را تعبير و دنبال مىكنند. اما اصلاحاتى كه سيد الشهدا (ارواح العالمين له الفداء) دنبال مىكردند دقيقاً در نقطه مقابل اين بوده است. اقدام اصلاحى حضرت سيدالشهدا (ع) داراى چند ويژگى است:
١. اصلاحى است تاريخى. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال ٦١ در كوفه نبودند، بلكه به دنبال يك حكومت تاريخى در مقياس جامعه جهانى بودند.
٢. بسيار عميق مىانديشيدند. ايشان نمىخواستند پايههاى حكومتشان را روى دوش انسانهايى بگذارند كه دنيا پرستند. انسانهاى دنياپرست تحمل بار حكومت حق را ندارند. اين حكومت پايههايش بر قلوب انسانهايى است كه خانه قلبشان مسجد است. حضرت خوب مىفهميدند كه نقطه قرار حكومت دينى ارواح انسانهاست و بايد اعماق روح انسانها را دستخوش تحول كنيم. بنابراين حضرت نگاهشان به اعماق تاريخ است.
٣. توجه به اعماق وجود انسانها و جامعه انسانى است. ايشان مىخواهند از عميقترين لايهها، نفسانيات انسان را تغيير دهند و خداخواهى را در باطن انسان به جاى خودخواهى بنشانند. يعنى به جاى انسان مدارى، انسان را خدا مدار كنند؛ نه اينكه به انسان خودمدار بگويند خدا را بپرست. حضرت مىخواهند مدار وجود انسان را تغيير دهند و تا اين تغيير نكند توحيد اقامه نمى شود. مشكل اصلى انبياء اين بود كه مىخواستند اين تحول از عميقترين لايههاى فطرت انسان و وجود انسان اتفاق بيفتد و بعدها شكوفا شود. بنابراين اصلاحات حضرت يك اصلاحات همهجانبه، فراگير، تاريخى، عميق و اثرگذار بود. اين طور نيست كه حضرت بگويند من مىخواهم انسانها را در درون شخصى خودشان متحول كنم اما در روابط اجتماعىشان بت بپرستند، نفسپرست باشند. حضرت مىخواهند ساختارها را به هم بزنند. هم مىخواهند اعماق وجود انسانها را تغيير دهند و هم همه ابعاد جامعه را با هم بر محور توحيد دگرگون كنند. نگاهشان نگاه تاريخى است. عجلهاى ندارند، يعنى شالودههاى «عصر ظهور» را پايهگذارى مىكنند. حال شما بياييد چنين اقدام اصلاحى اثر گذار را كه بر محور فرهنگ توحيد هست، بر محور آموزههاى ليبراليسم و ليبرال دموكراسى تفسير كنيد و بگوييد حضرت دنبال اصلاح بود. اما اصلاح اين است كه حكومت مشروع شود.
تحريف عاشورا به نفع ليبرال دموكراسى
تحريفى را كه وارد كردهاند اين است كه مىگويند عاشورا را در گذار سكولاريسم تفسير كنيم، كما اينكه انتظار را عرض كردم مصادره كردند. مىگويند انتظار يعنى افق آينده روشن؛ طى يك اصلاحات تدريجى، خود بشر عقلانيتش رشد مىكند و به جامعه ليبرالى مىرسد، ليبراليسم، جهانى شده و دموكراسى فراگير مىشود، اين تفسير از انتظار، تحريف انتظار به نفع ليبراليسم و ليبرال دموكراسى است. به جاى اينكه انسان را در فرآيند كلمه توحيد فعال كند، در فرآيند تمدن مادى فعال مىكند. عاشورا را هم مىخواهند دستخوش همين تحريف كنند. مىگويند: امام حسين قيام كرد چون حكومت يزيد مشروع نبود، چرا؟ چون حكومتى مشروع است كه ناشى از رأى مردم باشد؛ چه امام حسين باشد چه يزيد! اگر امام حسين (ع) مردمى نبود مشروع نيست، اگر يزيد مردمى بود مشروع است! مىگويد چون حكومت دموكراسى نبود، سلطنتِ موروثى بود، نه انتخابى كه مردم به پادشاه رأى دهند؛ امام با اين مبارزه مىكرد.
آيا واقعاً مبارزه امام حسين با سلطنت بود؟ آيا مىخواست سلطنت را به دموكراسى تبديل كند؟ اين بدترين نوع تحريف است. اين تحريف، تحريف مدرن است؛ يعنى مفهوم عاشورا را به مفهوم ليبرال دموكراسى مصادره كردن. اصلًا امام حسين قيام كرد چون حكومت يزيد حكومتى موروثى بود، از اين تحريف بدتر ديگر نمى شود. مىگويند قيام عاشورا اين است كه براى اقامه دموكراسى بجنگيم و امام حسين براى اقامه دموكراسى مىجنگيد! آيا امام حسين (ع) براى اقامه كلمه توحيد مىجنگيد يا دموكراسى؟ اين خون را ما بريزيم تا دموكراسى برپا شود، چه تحريفى بدتر از اين. سخيفتر از اين در باب امام حسين (ع) صحبت نكردهاند. اين خلاف همه مفاهيمى است كه از عاشورا باقى مانده است.
امام حسين درباره قيام خود بسيار سخن گفتهاند. آيا يك جا عدم مشروعيت يزيد را به اين برمىگرداند كه چون سلطنت موروثى است يا چون دموكراسى نيست؟ يا مىگويند يزيد فاسق است، فاجر است، شارب الخمر است، چنين است، چنان است. مىگويند از محيط بندگى خدا خارج شده است. حكومتش حكومت الهى نيست، نه اينكه دموكراسى نيست. البته من نمىخواهم بگويم مردم نبايد حضور داشته باشند اين غلط است. لذا آنها مىخواهند مفهوم عاشورا را به نفع دموكراسى تحريف كنند. آنها واقعاً معنى كلمه توحيد را نمىفهمند.
دو نمونه تحريف ديگر عاشورا
دو نمونه تحريف ديگر هم وجود دارد. يك تحريف اين است كه روشن است كه ما الآن در تعامل با دنيا هستيم. دنياى كنونى دنيايى است كه همه فرهنگها با هم تعامل دارند. ما چگونه بين فرهنگها و عاشورا تعامل