ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - مباهله، به روايت متون كهن
مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ».
روز موعود، مصادف با ٢٤ ذىحجّه بود. تعداد مسيحيان را دهها نفر (تا هفتاد نفر) نقل كردهاند كه با هيئتى آراسته و با شكوه وارد مدينه شده بودند. قرار بود در روز تعيين شده، هر دو گروه، طرف مقابل را نفرين كنند كه اگر باطل و ظالماند دچار غضب الهى شوند. مسيحيان چون ديدند پيامبر اسلام (ص) تنها با چند تن از نزديكان خود با حالتى سرشار از خشوع آمده است، از مباهله بيمناك شدند و او را صادق يافتند و با آن حضرت صلح كردند و قراردادى مبنى بر پرداخت «جزيه» به حكومت اسلامى امضا كردند كه جريان و داستان آن به روايات متون كهن، آن هم عمدتاً از متون غيرشيعى- در همين مقاله- آمده است.
ويژگىهاى اعجاز مباهله
داستان مباهله در منابع تاريخى و حديثى فراوانى به صورت مفصّل آمده و آنچه گذشت اشارهاى گذرا و كوتاه به آن حادثه فضيلت آفرين بود.[١] مرحوم سيّدبن طاووس پس از گزارش مفصّلى كه از رويدادهاى اين روز بزرگ مىآورد، شانزده كرامت و معجزه مخصوص اين روز را بر شمرده، مىنويسد: «روز مباهله پيامبر اكرم (ص) با نصاراى نجران، روز بزرگى بوده كه در بردارنده چندين معجزه و كرامت است از جمله:
١. در اين روز، خداوند جلّ جلاله براى اوّلين بار باب مباهله را كه جدا كننده حق از باطل است، در آيين اسلام گشود، آنگاه كه منكران برهانهاى روشن را نپذيرفتند.
٢. در اين روز، سربلندى خداوند و رسولِ او آشكار گرديد، زيرا نصاراى اهل كتاب وادار به پذيرش ذلّت، پرداخت جزيه و تسليم فرمان و خواست نبوى (ص) شدند.
٣. روز مباهله، روزى بود كه سراپردههاى نيروى الهى و قدرت نبوى برافراشته شد و افراد را فرا گرفت.
٤. روز مباهله، روزى بود كه رسول خدا (ص) از مقامات بلند و اختصاصى اهل بيت (ع) پرده برداشت.
٥. روز مباهله، روزى بود كه خداوند اين حقيقت را روشن ساخت كه امام حسن و امام حسين (ع) با وجود خردسالى از اصحاب رسول خدا (ص) و كسانى كه در راه رسالت جهاد كردند، براى مباهله شايستهتر و سزاوارترند.
٦. روز مباهله، روزى بود كه خداوند اين نكته را آشكار ساخت كه دخت بزرگوار رسول خدا، حضرت فاطمه زهرا (س) در مقام مباهله، از پيروان و افراد شايسته و مورد عنايت رسول خدا (ص) شايستهتر است.
٧. روز مباهله روزى بود كه خداوند اين حقيقت را بيان كرد كه مولا على بن ابىطالب (ع) جان و نفس رسول خدا و از معدن ذات و صفات اوست، اراده او اراده خدا است و اگر چه اين دو بزرگوار از لحاظ صورت و ظاهر با هم متفاوت هستند امّا در باطن و معنا در تمام فضيلتها، وحدت دارند.
٨. روز مباهله، روزى بود كه تا آنجا كه ما از احاديث و روايات صحيح سراغ داريم هيچ روزى مشابه آن در تاريخ اسلام وجود ندارد.
٩. روز مباهله، روزى بود كه زبان مدّعيان بسته شد و خداوند آشكار ساخت كه اهل بيت (ع) از تمامى تقرّب جويندگان به او از راه اطاعت و عبادت، نزد او گرامىتر هستند.
١٠. روز مباهله، روز تبيين «برهان صادقى» است كه خداوند در آيات مقدّس قرآن بدان دستور داده است.
١١. روز مباهله براى تصديق صاحب نبوّت از تحدّى و هماورد طلبى قرآن رساتر و دلالت آن از تحدّى رسول اكرم (ص) با قرآن آشكارتر است، زيرا مشركان در برابر قرآن گفتند: «لو نشاء لقلنا مثل هذا؛ اگر مىخواستيم ما نيز مىتوانستيم مشابه آن سخن بگوييم».- اگر چه سخن آنان مدعا و بهتانى بيش نبود- امّا نصارا در برابر مباهله اقدام به انكار آن نكردند و به خاطر ظهور حجّت و نشانههاى نبوّت تسليم شده و حاضر به مباهله نگشتند.
١٢. در روز مباهله، خداوند با روشن كردن برترى اهل بيت (ع) كه به صفات الهى آراسته بودند، آتش جنگ را خاموش كرد و جانِ مسلمانان را از رنج جهاد نگاه داشت».[٢]
سيّد بن طاووس در پايان مىنويسد: «روز مباهله، بزرگتر از آن است كه ما بدان اشاراتى داشتيم زيرا ما فقط بخشى از فضيلتهاى آن را كه خداوند ما را بدان رهنمون شده بود، يادآور شديم بنابراين اين روز يكى از بزرگترين روزهاى بشارت و گرامىترين روزهاى نيكبختى است از اين رو شايسته است كه در آن مجالس و محافلى براى تشكّر از خداوند و ستايش او- جلّ جلاله- تشكيل گردد و نيز سزاوار است كه در اين روز بهاندازه عزّت و سربلندى اهل بيت (ع) بدان توجّه شده و از آن تعظيم شود».[٣]
معناى لغوى و اصطلاحى مباهله
در كتاب «سيرت رسول الله» مباهله اينگونه تعريف شده است: «اصل مباهلت آن بود كه دو تن يا دو گروه، دعاى بد كنند بر يكديگر، پس هر يكى كه ظالم باشد، حقتعالى وى را رسوا گرداند و نعمت و عذاب خود بر وى فرو فرستد و او و ذريّت وى را متأصل بكند و مهلك گرداند».[٤]
ميبدى در «كشف الاسرار» آن را چنين تعريف كرده: «مباهلت آن بود كه دو تن يا دو قوم به كوشش مُستقصى [نهايت كوشش] يكديگر را بنفرينند و از خداى عزّوجل لعنت خواهند از دو قوم بر آنكه دروغزناناند و «بهله»