ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - سلمان در دوران رجعت
سلمان در دوران رجعت
ابراهيم پورحسين
اشاره:
در دو شماره گذشته به مناسبت گفتوگو از جايگاه ايران و ايرانيان در عصر ظهور به بررسى زندگى سلمان فارسى (ره)، صحابى ايرانى تبار پيامبر اسلام (ص) پرداختيم و از او به عنوان يكى از ياران امام زمان (ع) ياد كرديم. در اين شماره به بررسى جايگاه سلمان فارسى در دوران ظهور امام مهدى (ع) مىپردازيم.
در روايات متعددى از حضرت سلمان (ره) به عنوان يكى از رجعت كنندگان؛ يعنى كسانى كه در عصر ظهور دوباره به جهان بازمىگردند تا امام مهدى (ع) را يارى كنند و آن دوران خوش را دريابند، ياد شده است.
در يكى از اين روايات كه از امام صادق (ع) نقل شده است، در اين باره چنين مىخوانيم:
«به همراه قائم- درود خدا بر او باد- بيست و هفت نفر مرد از پشت كوفه خارج مىشوند؛ پانزده نفر از قوم موسى- درود خدا بر او باد- همان كسانى كه به حق راهنمايى و به آن داورى مىكردند؛ هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع بن نون [وصى حضرت موسى]، سلمان، ابودجانه انصارى، مقداد و مالك اشتر. آنها در پيشگاه او ياران و حاكمان خواهند بود».[١]
در روايت مفصلى كه سلمان (ره) از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل كرده است، آن حضرت، پس از معرفى همه جانشينان خود از امام على (ع) تا امام مهدى (ع) خطاب به سلمان مىفرمايد:
«اى سلمان! به درستى كه تو او را در خواهى يافت و همچنين همه كسانى كه مانند تو هستند و كسانى كه ولايت او را پذيرفته و به معرفت او دست يافتهاند. [در اينجا سلمان مىگويد:] شكر خدا را به جاى آوردم و گفتم: آيا من تا زمان او عمر خواهم كرد؟ پس، آن حضرت اين سخن خداى تعالى را خواند: «پس آنگاه كه وعده [تحقّق] نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مىگماريم تا ميان خانهها [يتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآيند و اين تهديد تحقّق يافتنى است. پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مىكنيم و شما را با اموال و پسران يارى مىدهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مىكردانيم»[٢] سلمان مىگويد: [در اين هنگام] گريه و شوق من فزونى گرفت و گفتم: اى پيامبر خدا! آيا اين [موضوع] به عهدى از سوى شماست؟
پس فرمود: آرى به خدايى كه مرا به حق فرستاد، اين بر به عهدى است ازسوى من، على، فاطمه، حسن، حسين، نُه [امام جانشين]، همه كسانى كه از ما و با ما هستند و در راه ما ستمى ديدهاند. سوگند به خدا، بىترديد در آن زمان ابليس و سپاهيان او و [همچنين] همه كسانى ايمان خالص يا كفر خالص داشتهاند، براى او (امام مهدى) حاضر مىشوند تا [ستمگران] قصاص شوند و به مجازات خود برسند. پروردگارت به هيچكس ستم نمىكند. آنچه گفتم تأويل اين آيه است كه: «و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرودست شده بودند، منّت فهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم، و ايشان را وارث [زمين] كنيم، و در زمين قدرتشان دهيم [و از طرفى] به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند، بنمايانيم».[٣] سلمان مىگويد: «از پيشگاه آن حضرت برخاستم در حالى كه هيچ نگران نبودم كه من مرگ را ديدار كنم، يا مرگ مرا».[٤]
در مورد آياتى كه پيامبر اسلام (ص) در ابتداى اين روايت شريف به آنها استناد مىكنند، بايد گفت كه اين آيات در ابتداى سوره اسرا و پس از اشاره به ماجراى بنى اسرائيل وارد شده است. در آيه قبل از اين دو آيه چنين مىخوانيم: «و در كتاب [آسمانىشان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه: «قطعاً دوبار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعاً به سركشى بسيار بزرگى بر خواهيد خاست».[٥]
آيات ياد شده از جمله آياتى هستند كه در روايات اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به هنگام گفتوگو از موضوع رجعت به آنها استشهاد شده است.[٦]
پىنوشتها:
[١]. شيخ مفيد الارشاد، ص ٣٦٥، محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤٦، ح ٩٢.
[٢]. سوره اسراء، (١٧)، آيات ٥ و ٦.
[٣]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.
[٤]. محمّدبن جرير طبرى، دلائل الامامة، ص ٤٤٧- ٤٥٠، ح ٤٢٤؛ سيد هاشم بحرانى، البرهان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ٥٣٣؛ بحارالانوار، ج ٢٥، ص ٧ و ٨، ح ٩.
[٥]. سوره اسراء (٧)، آيه ٤.
[٦]. ر. ك: دلائل الامامة، ص ٥٣٩، ح ٥٢٢، البرهان، ج ٤، ص ٥٣١- ٥٣٧.