ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - هزار فاميل آل سعود
هزار فاميل آل سعود
حسين افتخارى
موضوع منازعه قدرت در داخل خاندان سعودى يك مسئله قديمى بوده و كشته شدن «ملك فيصل» به دست يكى از اعضاى خانواده پادشاهى در عربستان به عنوان يك سابقه تاريخى ثبت شده است. در شرايط فعلى هم تكثر و تنوع چهرههايى كه خودشان را شايسته اداره كرسى پادشاهى مىدانند، موجب شده كه تلاش براى اين منازعه و رقابت افزايش پيدا كرده است. در تحليل بافت خانواده پادشاهى عربستان بايد گفت حداقل دو شاخه سريرى و غير سريرى در عربستان وجود دارند كه «ملك عبدالله» از شاخه سريرى و «سلطان» از جناح ديگر خانواده پادشاهى سعودى است. پيشتر در دوران خاندان حاكم، رقابتى جدى بين ملك عبدالله (يعنى خانواده سريرى) و فرزندانش با جناح سلطان و فرزندان او وجود داشت ضمن اينكه شاخه سومى هم كه «سعود الفيصل»، وزير خارجه عربستان از آنهاست، در اين معادلات حاضر بوده و بازى مستقل ديگرى را دنبال مىكرد. تمايز بين دو شاخه اصلى اين بود كه جناح سلطان و پسرش «بندربن سلطان» روابط بسيار نزديكى را با مراكز قدرت و تصميمگيرى دو حزب اصلى آمريكا داشتند. تمايلات افراطى به سمت آمريكا، انعقاد قرادادهاى تسليحاتى با آن كشور و ايجاد روابط نزديك با واشنگتن از ويژگىهاى اين افراد است. هميشه ملك عبدالله به عنوان يك نيمه اصلاحطلب ناسيوناليست در مقابل جناح سلطان مطرح بوده و اين شكاف از ابتدا وجود داشته است. از آنجايى كه بندربن سلطان طى هشت سال حكومت بوش در آمريكا توانست موقعيت بسيار برجستهاى را در سطح تصميمگيرى عربستان به دست آورده و نقشى جدّى را ايفا كند، به هماهنگ كننده اصلى روابط عربستان و آمريكا تبديل شد تا جايى كه حتّى در اوايل حكومت بوش توانست تضمينهاى لازم را درباره عدم برخورد و بروز مشكل در سيستم پادشاهى حكومت عربستان ارائه دهد. در نتيجه جايگاه بندر در منازعه قدرت پررنگتر شد. در همين راستا شاخه چهارم ديگرى هم به نام «امير نايف» وجود دارد كه از