ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥ - مسلمانان صهيونيست و كنفرانس كليلوند
گفتوگوى مهدوى چند وجهى است و گفتوگو كننده ناگزير از توجّه به عموم وجوه و رويكردهاست؛ آن هم دقيق و به روز.
امّا سخن دوم؛ قبلًا به جريان مسلمانان صهيونيست كه از ميان مثلث «بهائيّت، وهابيّت و روشنفكرى ليبرال» سر برآورده، اشاره كردهام. جريان منافقانه شگفتانگيزى كه در عصر غيبت و آخرين سالهاى قبل از ظهور، امّت اسلامى را مبتلا به «فتنه و آشوب»، «غفلت از خصم يهودى» و بالأخره آلوده به «انشقاق و اختلاف» مىسازد، تا آنجا كه همه دارايى فرهنگى و مادّى ملّت مسلمان به تاراج مىرود. اين سه موضوع كه به آنها اشاره شد، مأموريت پوشيده جريان «مسلمانان صهيونيست» در همين سالهايى است كه ما در آن به سر مىبريم. متأسفانه، پوشيدگى عمل و نظر خصم اصلى ائتلاف صليب و صهيون؛ يعنى «يهود و نصارا» در پس عمل مسلمانان صهيونيست و پوشيده ماندن اغراض اين منافقان در پس عبارات زيبا و فريبنده حقنما، امكان تشخيص اراده اصلى آمر و مأمور را براى برخى از خواص هم سخت مىكند تا چه رسد به عوام و عموم مردم. از همينروست كه به جوانان عزيز مطالعه دقيق مثلث شوم «روشنفكرى ليبرال، بهائيّت و وهابيّت» را توصيه مىكنم.
چه حيف كه طى سى سال اخير، هيچ اقدامى جدّى در دستگاه فرهنگى رسمى كشور براى شناخت غرب و يهود صورت نپذيرفته است. اين در حالى است كه طى دوريست- سيصد سال اخير، عموم مراكز دانشگاهى و علمى غربى رشتههاى شرقشناسى و اسلامشناسى داير كرده و مأموران خود را در هيئت استاد و محقّق و مستشرق جاده صاف كن مردان سياسى و حتّى نظامى به جان كشورهاى شرقى و اسلامى انداختهاند. يكى از بازوها و اضلاع اين مثلث شوم؛ يعنى «روشنفكرى ليبرال و سكولار» طى دويست سال اخير؛ يعنى بعد از آشنايى ايران عصر قاجار با غرب بر مقدورات و مقدّرات فرهنگى، سياسى و حتّى هنرى جهان اسلام، سايه افكنده است. فراماسونرى كه بارزترين مصداق روشنفكرى ليبرال يهودى زده است، هيچ گاه مجال شناخت جدّى غرب و يهوديّت صهيونيستى را نداده و به عكس، اين جريان هميشه در عين زاد و ولد مزاحم و مانع شناسايى غرب بوده است.
طى دويست سال اخير، بخش بزرگى از تلاش و سرمايه ائتلاف صليب و صهيون، مصروف تربيت و تقويت جريان مسلمانان صهيونيست در جوامع مسلمانان شده است ....
آنها به موقع و دقيق دريافتند كه تنها از اين طريق و تسرّى اين جريان است كه مىتوان غفلت، فتنه و انشقاق را در جوامع مسلمانان حاكم ساخت و نظرها و انگشت اتّهام را كه متوجّه خصم اصلى است، به سوى ديگر برگرداند.
طى يكى دو هفته اخير در شهر «كليولند ايالت اوهايو» در «ايالات متحده آمريكا» كنفرانسى به ميزبانى «پژوهشگران حامى صلح در خاورميانه» و حمايت «جامعه يهوديان كليولند» و «مركز مطالعات يهود در دانشگاه كيس وسترن» برگزار شد. موضوع كنفرانس: «جمهورى اسلامى ايران، تحليل چند وجهى از حكومت دينى، ملّىگرايى و نمايش قدرت اين كشور» بود كه در آن، جمعى از بهايىها، پژوهشگران و روزنامهنگاران روشنفكر ليبرال ايرانى به ايراد سخنرانى پرداختند. گويا جاى برادر سومى آنها؛ يعنى وهّابيون خالى بوده است. نكته جالب توجّه و البتّه از نظر من محورى اين كنفرانس: تضعيف «شيعيان، شيعهگرى و جنگ مقدّس» بوده و تلاش براى «يهودنوازى» و كاهش موضعگيرى جدّى مسلمانان عليه يهوديّت صهيونيستى؛ امر مهمّى كه انجام آن در ميان امّت اسلامى تنها از مسلمانان صهيونيست بر مىآيد، هم آنان كه نمايندگانشان در كنفرانس حاضر بودند. در همين ايّام، شريك سومى يعنى وهابيّون سلفى با همه امكانات اقتصادى و نظامى عربستان سعودى و اردن و يمن در حال تاخت و تاز بر مواضع شيعيان زيدى يمن و بمباران آنها با استفاده از بمبهاى فسفرى بودند.
بد نيست اطّلاعات بيشترى از اين كنفرانس ضدّ شيعى و ضدّ ايرانى صهيونيستها و برگزار كنندگانش داشته باشيد:
SPME
نام اختصارى گروه پژوهشگران حامى صلح در خاورميانه است كه مركزش در پنسيلوانياى آمريكاست. برخى از مديران اجرايى اين گروه عبارتند از: ١. آقاى دانيل پايپس، سرسختترين صهيونيست ضدّ اسلام و از نويسندگان فعّال كانال تلويزيونى فاكس نيوز؛
٢. آقاى پيتر هاس، خاخام يهودى؛
٣. ايگال لوين، از دانشگاه اسرائيل؛
٤. جرالد استين برگ، از دانشگاه اسرائيل؛
٥. ايلانا روزانسكى، خاخام يهودى دانشگاه سالم در آمريكا؛
و جمعى ديگر.
گروهSPME برگزار كننده كنفرانس ضدّ شيعى و ضدّ ايرانى «كليولند اوهايو»، هدف خودش را صلح خاورميانه و تلاش براى دستيابى به اين صلح اعلام مىكند و در بيانيهاش مىنويسد:
«هدف ما صلح در خاورميانهاى است كه در آن اسرائيل به عنوان كشورى يهودى با مرزهاى امن قرارداد و همسايگانش در فضاى صلح آميز زندگى مىكنند. ما به عنوان پژوهشگران، خود را وقف انجام تحقيقات، آموزش و خدمت، براى رسيدن به اين صلح عادلانه كردهايم. ما شاهديم كه دروس و تحقيقات دانشگاهى با سوگيرى، اسرائيل را عامل تهاجمات خاورميانه مىدانند و چنين چيزى خلاف سنن آكادميك و تحقيقات پژوهشگرانه است. اين ديد، بحث درباره خاورميانه را مسموم مىكند؛ نفرت عليه اسرائيل را افزايش مىدهد؛ تفكّرات ضدّ يهودى را گسترش مىدهد؛ تهاجمات ضدّ اسرائيلى را بالا مىبرد و باعث افزايش حملات تروريستى عليه اسرائيل مىشود.
وظيفه ما روشن كردن موضوع، افزايش اطّلاعات و تشويق