ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - موقعيت ژئودكترين جمهورى اسلامى ايران
...
سه قسمت خاورنزديك، خاورميانه و خاوردور تقسيم مىكند. در يك صد سال اخير كه منطقهى ما از سوى آمريكايىها خاورميانه خوانده شده است، هر يك از مردم اين منطقه كه واژهى خاورميانه را برتافته و بازگو كند در واقع پذيرفته است كه در حاشيهى قطب! عالم امروز، يعنى آمريكا قرار دارد. حتى در ٦ سال اخير، آمريكا تلاش نمود با طرح خاورميانهى بزرگ، ابعاد آنچه را در يك صد سال گذشته توسط آدميرال آلفردماهان تعريف شده بود گسترش دهد.
موقعيت جمهورى اسلامى بهعنوان «هارتلند» جهان، در برابر موقعيت آمريكا به عنوان «برينلند» جهان، مفهوم خاورميانه را متزلزل ساخته است و اكنون اين پرسش مطرح است كه «شرق ميانهى چه كشورى؟!». مانع اصلى طرح خاورميانهى بزرگ، جمهورى اسلامى بوده است، و لذا موقعيت فعلى ايران، به عنوان قطب جهان «خداگرا» و همچنين «هارتلند» جهان، نظام بينالملل را وارد صورت بندى جديدى نمود كه در سوى ديگر آن، آمريكا به عنوان قطب جهان «بشرگرا» و «برينلند» جهان مطرح است. اكنون اگر كسى آمريكا را به تبع موقعيت آن، مركز عالم امانيسم بداند، مفاهيمى همچون خاورنزديك، خاورميانه و خاوردور موضوعيت دارند، اما هنگامى كه موقعيت ايران كنونى، آن را مركز عالم خداگرا قرار داده، مىتوان از باخترنزديك (كشورهاى اروپايى ارتدوكس و كاتوليك) باخترميانه (كشورهاى پروتستان مركز و شمال اروپا با محوريت آلمان) و باختردور (كشورهاى آنگلوساكسن، شامل انگليس، آمريكا، كانادا، استراليا و نيوزيلند) نام برد.
چه عواملى اين موقعيت ايران را تهديد مىكند و آن را مىفرسايد؟