ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ب) زمان وقوع خسف
به سوى مكه و مدينه گسيل كرد و به او فرمان داد كه به مكه، مدينه و يمن برود، هر كس را كه پيرو امير مؤمنان (ع) باشد از دم تيغ بگذراند. به ويژه در مورد اهالى مكه و مدينه توصيه كرد كه آن ها را به شدت بترساند. پس او وارد مدينه شد، خانه ها را طعمه حريق نمود، به نسل كشى شيعيان پرداخت و بيش از ٣٠ هزار نفر از مسلمانان و اهل ذمّه را در مسير از دم شمشيرگذرانيد.[١]
ه) فاجعه حرّه:
بعد از معاويه، پسرش يزيد نيز راه پدر را در پيش گرفت. وى مرد خون آشامى چون مسلم بن عقبه را در رأس يك سپاه دوازده هزار نفرى به سوى مدينه گسيل داشت و به او فرمان داد كه به كسى رحم نكند و سه روز مدينه را قتل عام كند.[٢] دراين فاجعه جانگدازكه به «واقعه حرّه» معروف است، ٤٤ تن از بزرگان اصحاب[٣] و ٧٠٠ تن از حاملان قرآن كشته شدند و به حريم هزار دوشيزه تجاوزگرديد.[٤]
و) تهاجم به حريم كعبه
سپاهيان يزيد كه براى دستگير كردن عبدالله بن زبيربه مكه اعزام شده بودند، با منجنيق كعبه را سنگباران كردند، دراين هنگام كعبه آتش گرفت و آن چه در كعبه بود طعمه حريق شد.[٥]
ز) سپاه سفيانى
آخرين تهاجم به سرزمين وحى به فرمان «عثمان بن عنبسه»، خون آشام ترين انسان روى زمين، از تبارابوسفيان، در هنگامه ظهور حضرت ولى عصر (ع) انجام مى شود، و آن يكى ازنشانه هاى حتمى ظهور مى باشد. و اينك شرحى فشرده پيرامون اين جنايت هولناك.
٢. فرجام سفيانى درحجاز
واقعه حرّه كه يك سال پس از حادثه كربلا به فرمان يزيد در «حرّه» يكى ازمحلات مدينه رخ داد، به قدرى فجيع و شرم آور است كه هيچ مورخى به خود اجازه نداده كه مشروح آن را به تصويربكشد. فاجعه اى كه توسط سپاه سفيانى در مدينه منّوره رخ خواهد داد، با واقعه حرّه مقايسه شده و چنين آمده است: «در اين فاجعه جناياتى رخ مى دهد كه واقعه حرّه در مقايسه با آن، جز يك ضربه شلاق به شمار نمى آيد».[٦] سفيانى به فرمانده اين سپاه دستور مى دهد كه هر فردى از بنى هاشم را پيدا كند از دم شمشير بگذراند، حتى كودكان و زنان باردار را.[٧]
سپاه سفيانى سه شبانه روز مدينه را قتل و غارت مى كنند، حتى يك نفر از خاندان پيامبر را زنده نمى گذارند، آن گاه براى كشتن حجت خدا مدينه را به مقصد مكه ترك مى كنند.[٨] آن ها از مدينه بيرون مى روند و وادى «بيدا» مى رسند، در آن جا به قدرت پروردگار زمين دهان باز مى كند، همه آن ها را در كام خود فرو مى برد. اين حادثه در احاديث به: «خسفِ سرزمين بيدا» شهرت يافته و به همين دليل عنوان يكى از علايم حتمى ظهور به شمار آمده است.
الف) واقعه خَسفِ بَيداء:
خسف درلغت به معناى فرو ريختن چيزى درزمين مى باشد، اگر چيزى در زمين فرود رود و درآن ناپديد شود، از آن به عنوان خسف تعبيرمى كنند.[٩] اگرچاهى فرو ريزد و آبش ناپديد شود، به آن نيز خسف گويند.[١٠] قرآن كريم در مورد قارون و گنج اوكه به فرمان خدا در زمين فرو رفت، واژه «خسف» را به كار برده است.[١١] اگرچيزى در اثر زلزله، سيل، طوفان، موشك، بمباران و مانند آن ها در زمين فرو رود، يا زير آوار بماند، به آن نيز خسف گويند.[١٢]
بيداء نيز در لغت به معناى دشت هموار، بى آب و علف و خالى از سكنه است و نام محلى در ميان مكه و مدينه است.[١٣] در حديثى از رسول اكرم (ص) آمده است: «چون به سرزمين بيدا، در «ذوالحُلَيفه» رسيدند، در كام زمين فرو مى روند».[١٤] ذوالحليفه بيشتر به نام «مسجد شجره» يا «آبارعلى (ع)» مشهوراست. ازابن مسعود نقل شده كه سپاه سفيانى درميان «جَمّاوَين» خسف مى شوند.[١٥] ياقوت گفته: «جمّاوين» دو رشته كوه كم ارتفاع درسمت راست رهگذرى است كه از مدينه عازم مكه معظمه مى باشد و فاصله آن ها تا مدينه سه ميل است.[١٦] هنگامى كه حاجيان از مدينه منوّره به سوى مسجد شجره حركت مى كنند، درمسير خود با تابلوى «البيداء» روبه رو مى شوند و از اين جا معلوم مى شود كه اين منطقه درطول زمان به همين نام معروف بوده است.
ب) زمان وقوع خسف
ازنكات مهمى كه كمتر به آن توجه مى شود فرق ظهور با قيام است، به اين معنى: بر اساس روايات فراوان در شب ٢٣ رمضان نداى آسمانى از ظهور موفورالسرور حضرت بقيةالله (ع) خبر مى دهد و در روز دهم محرم قيام جهانى آن حضرت آغاز مى شود.[١٧] بنابراين، بين ظهور و قيام حضرت سه ماه و هفده روز فاصله است كه در اين فاصله حضرت دست به شمشير نمى برد، بلكه فقط اطلاع رسانى مى كند. بر اساس روايات فراوان، خروج سفيانى پيش از ظهوراست، هنگامى كه او بر سه كشور سوريه، اردن و فلسطين سيطره پيدا مى كند، دقيقاً هشت ماه بعد، حضرت ظهور مى كند ولى مدت حكومت او را در احاديث نه ماه بيان فرموده اند.[١٨] از بررسى روايات به اين نتيجه مى رسيم كه خسف بيدا حدوداً يك ماه بعد از ظهور اتفاق خواهد افتاد.
بر اين اساس، خروج سفيانى و قيام يمانى پيش از ظهور؛ بانگ آسمانى در شب ظهور؛ خسف بيدا و قتل نفس زكيّه بعد از