ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - يك قرن خدمت به شيعه
حال اگر سخن از منطقه شرقيه به ميان آيد، شيعيان اين سامان در اقليت قرار دارند. بر اساس برآوردها، آنان به سختى ٣٥ تا ٤٠ درصد جمعيت را تشكيل مىدهند و به طور كلى، اكثريت در منطقه شرقى با اهل سنّت است، امّا در قطيف و احساء بيشتر جمعيت را شيعيان تشكيل مىدهند. شيعيان مناطق جديد ياد شده در منطقه شرقى، ( «خفت»، «حفر الباطن» و جز آن (- چنانكه به نظر مىرسد- نسبت به منطقه شرقى كمتر هستند. شيعيان مدينه منوره به ٢٤ تا ٢٦ هزار تن مىرسند و البته بيشتر و كمتر نيز گفتهاند.
\* اوضاع فعاليتهاى دينى و حوزههاى علميه تشيع در اين مناطق چگونه است؟
\* قبلًا در قطيف و احساء حوزه علميه وجود داشت و پيش از تمركز يافتن مرجعيت شيعى در نجف اشرف و سپس در قم، مراجع تقليد آن سامان، همگى اهل همان منطقه و بومى بودند. در احساء مراجعى بزرگ حضور داشتند و- چنانكه مىدانيد- «شيخ احمد زين الدين احسائى» و «ابن ابى جمهور احسائى» از آن جمله هستند. پس از آنان، شمار ديگرى از عالمان، مانند: «شيخ لويمى» و بسيارى ديگر از آن سرزمين برخاستند. عالمانى همچون: «حبيب بن قرين»، «شيخ موسى اوخسمين» و تعدادى ديگر، جزو آخرين مراجع تقليد آن سامان به شمار مىرفتند.
در قطيف نيز حوزه علميه و مراجعى وجود داشتند، از جمله: شيخ ابراهيم قطيفى كه معاصر محقق كَرَكى بود و ميان او و كركى مناقشه علمى رخ داد. پس از او نيز عالمان و فقيهانى به عنوان مرجع تقليد مردم در اين منطقه حضور داشتند كه «شيخ على ابوالحسن الخنيزى»، «شيخ على ابوعبدالكريم الخنيزى» و «سيد ماجد العوامى» از آخرين افراد اين طبقه بودند. در سده چهاردهم هجرى قمرى، شمار عالمان و حوزههاى علميه آن كاهش يافت. نقش دانش محدود شد كه تأثير شرايط سياسى را در اين مورد نبايد ناديده گرفت. در پى اين جريانات، شمار مردم اين منطقه هم كاهش پيدا كرد؛ زيرا آنها براى تقليد و فراگيرى احكام دينى به مراجع خارج از محدودهجغرافيايى خود نياز پيدا كردند و بر همين اساس، به مراجع تقليد نجف اشرف و شهر مقدس قم روى آوردند. البته اين رويكرد به شيعيان مناطق ياد شده محدود نبود، بلكه شيعيان سراسر گيتى به اين دو محور؛ يعنى نجف و قم روى آوردند و مرجع تقليدشان را در اين مراكز جستوجو كردند.
قطيف و احساء شهرها و روستاهاى فراوانى دارد. بيشتر روستاهاى احساء شيعهنشين است و در برخى از روستاها برادران اهل سنّت نيز حضور دارند، امّا بيشتر ساكنان روستاهاى احساء شيعه هستند.
\* آيا در عربستان مسجدى وجود دارد كه به شيعيان اختصاص داشته باشد؟
\* شيعيان از قديم در مناطق خود مساجدى مخصوص به خود داشتهاند. پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران و حتّى چند سال پيش از اين رويداد، در منطقه قانونى صادر شد كه بر اساس آن، شيعيان حقّ ساختن مسجد را ندارند. به بيان ديگر، از ٣٥ سال قبل، شيعيان را از ساختن مسجد باز داشتند. از اينرو، همان مساجد قديمى و حسينيهها پابرجا و داير است كه البته مىتوانند آنها را تعمير كنند.
\* يعنى در چند سال اخير مسجدى از مساجد شيعيان تخريب نشده است؟
\* خير، چنين اتّفاقى رخ نداده است، بايد گفت بيش از ٣- ٤ سال است كه در اثر تلاشهاى فراوان و گفتوگو و مذاكره با دولت عربستان سعودى و پس از تحولات اقليمى كه چهره نمود، دولت سعودى به شيعيان اجازه داد مساجد جديد بسازند. در اين ٣- ٤ سال شمار قابل توجهى، مسجد بزرگ در قطيف و احساء ساخته شد. همچنين پس از كوششهاى فراوان، امكان ساختن مسجد در شهر دمّام فراهم و مساجدى نيز در آنجا ساخته شد.
آرى! در مناطق قطيف و احساء مساجد فراوانى داريم، امّا در مدينه منوره هنوز به شيعيان اجازه ساختن مسجد نمىدهند. در مناطق تازه ساخت نيز وضعيت به همين منوال است؛ به اين معنا كه در صورتى به شيعيان براى ساخت مسجد اجازه مىدهند كه فقط در منطقه خود مسجد بسازند، امّا در مناطق جديدى كه شيعيان و اهل سنت با هم زندگى مىكنند، به آنها اجازه نمىدهند. به عنوان مثال، شيعيان منطقه «خبَر» كه در كنار اهل سنّت زندگى مىكنند، نمىتوانند مسجد بسازند. از اينرو، شيعيان در خانههاى بزرگ گرد آمده، نماز مىخوانند. امّا از چهار ماه پيش، آنان را از اين كار هم باز داشتهاند.
\* آيا حساسيتى كه نسبت به مساجد شيعيان در عربستان ابراز مىشود، در مورد حسينيهها نيز وجود دارد؟
\* بله! حتّى بيشتر است. حسينيههاى موجود، از سالها پيش بر جا ماندهاند و ساختن حسينيه جديد در عربستان ممنوع است. اكنون با اجازه دولت عربستان، شيعيان مىتوانند مسجد بسازند، امّا ساختن حسينيه همچنان ممنوع است. البتّه گاهى دولت چشمپوشى مىكند. از اينرو، تحت عنوان «مجلس العائله» (مجمع خانواده) مكانهايى ساخته مىشود و در آنها فعاليتهاى دينى انجام و مجالس [سوگوارى] برگزار مىشود.
\* آيا آمار دقيقى از مساجد شيعيان عربستان در