ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٤ - يك قرن خدمت به شيعه
زيرا خداوند نورانيت علم را در گرسنگى و غربت نهاده است، پس بايد هجرت كرد، سختى را تحمّل نمود و صبر پيشه كرد.
\* انگيزه بازگشت آيتالله عمروى به مدينه منوره چه بود؟
\* آيتالله العمروى، پس از ارتحال پدرش، همچنان در نجف به تحصيل علم مشغول بودند، امّا مردم مدينه به يك روحانى و عالم نياز داشتند. البته شاگردان آن مرحوم همچون: «شيخ حمزه عباسى»، «شيخ عباس حميدى» و «شيخ عبدالعزيز الساوى» در خدمت مردم بودند.
آيتالله سيّد محمّد طالقانى نيز از طرف آيتالله بروجردى دو سال به مدينه آمد و در خدمت شيعيان بود تا اينكه مرحوم شد. وقتى پس از ارتحال سيّد ابوالحسن اصفهانى، مرجعيت نجف به آقاى حكيم رسيد، آيتالله حكيم، پدرم را مكلّف كرد تا براى تولّى امور شيعيان، به وطن بازگردد و در مدينه به مؤمنان خدمت كند.
در آن زمان، فشار بسيارى روى شيعيان بود، به ويژه در زمان تركها كه شيعيان را از مدينه راندند و آنها پيش از جنگ جهانى دوم به ايران، عراق، تركيه و شام پناهنده شدند. در چنين شرايطى ايشان بسيار تلاش كردند تا شيعه، در مدينه محفوظ بماند. در حقيقت، زمانى كه حكومت اراده كرده بود مدينه را از شيعه خالى كند، شيخ العمروى استقامت كرد و با امامت و رهبرى خود، شيعه را در اين شهر حفظ نمود.
سال ١٣٨٩ كه آيتالله حكيم به مدينه مشرّف و مهمان حكومت شد، در حسينيه محسنيه (نزديك مسجد بلال و حرم شريف) با شيخ العمروى ملاقات نمود. اين حسينيه متأسفانه تخريب و به مكانى ديگر منتقل شد. در سال ١٤٠٣ نيز آقاى خوئينىها از طرف حضرت امام خمينى (ره) در همان حسينيه با ايشان ديدار كرد. در حال حاضر، حسينيه به اين مزرعه منتقل شده است و الحمدلله ما كمى آزادى را احساس كردهايم.
در گذشته، بيشتر شيعيان مدينه يا در مزارع كشاورزى مىكردند يا به كارهاى ابتدايى ديگرى مانند: كارگرى و فروش گوشت و غيره مىپرداختند، اما اكنون فرزندان شيعيان، تحصيلات عاليه، شغل دولتى يا معلّمى و وضعيت اقتصادى و معيشتى بهترى دارند.
از نظر تركيب جمعيت نيز، در آن زمان، بيشتر ساكنان مدينه شيعيان بودند و غير از «سادات حسينى»، «جعافره» و «نخيليين» كسى در اين شهر نبود. تنها تعداد اندكى از اهل سنّت وجود داشتند كه از بقاياى حجاج بودند و جايگاه مهمى نداشتند، امّا به مرور زمان، جمعيت آنها افزايش يافت و شيعيان نيز به اجبار از مدينه خارج شدند، به طورى كه امروز جمعيت برادران اهل سنّت بيشتر از شيعيان است.
\* فعاليتهاى آيتالله العمروى در مدينه منوره به چه صورت بوده است؟
\* شيخ العمروى با زحمات فراوان اين حوزه شيعى را در ميان فشارهاى بسيار حفظ كرد و در آن، احكام دين و معارف را آموزش و طلّاب را پرورش داد و آنها را براى تبليغ به مناطق مختلف عربستان فرستاد. وى احكام، فقه و حديث تدريس مىكرد و به برگزارى مجلس عزاى امام حسين (ع)، ملاقات با مؤمنان در موسم حج و ديدار با شخصيّتها و علماى جهان اسلام اهتمام ويژهاى داشت.
در حقيقت، او خودش را وقف خدمت به مؤمنان كرد. هشتاد سال به تبليغ معارف دينى پرداخت. از نظر فعاليّتهاى اجتماعى نيز ايشان براى مردم جلسات مختلف معارفى برپا مىكنند و بر جنازه مؤمنان نماز مىگزارند. صيغه عقد مىخوانند، در مناسبات شركت، اختلافات مردم را حل و امورشان را اصلاح مىكنند. دعوت مردم حتى فقرا را مىپذيرند، صندوق خيريهاى هم تشكيل دادهاند كه ٥٠٠ خانوار را تحت پوشش مىگيرد و در سال، غير از مستمرى، لباس عيد و هدايايى به آنها مىدهد. تأمين مسكن ارزان براى شيعيان و رفع نيازهاى آنها از ديگر خدمات اجتماع پدرم مىباشد. در واقع شيخ عمروى، همه شيعيان را به چشم يك خانواده بزرگ مىبيند و به كار آنها رسيدگى مىكند.
فعاليّتهاى ايشان در مدينه متمركز است، امّا با ساير مراكز هم رابطه دارد و در استنباط احكام يا رؤيت هلال همكارى مىكند. از بزرگترين علماى كشور از نظر علمى و سنّى هستيد. بحمدالله ايشان آگاهىهاى خوبى از شهر مدينه و تاريخ آن دارند، بقاياى تاريخى و گذشته مدينه را مىدانند، مكانهاى قديمى را ديدهاند و از آرامگاه حضرت زهراسلامالله عليها و حضرت محسن (ع) در خانه ايشان اطلاعاتى دقيق دارند و بيتالاحزان را) در جنوب شرقى بقيع) كه در ده سالگى همراه مادرشان به آن وارد شدند، كاملًا به ياد دارند.
\* بسيارى از زائران ايرانى هنگام تشريف به مدينه منوّره، علاقهمند هستند، تنها مسجد و حسينيه شيعيان را از نزديك ببينند، درباره اين باغ و حسينيه توضيحى بفرماييد:
- همانطور كه گفتم- پدرم زمانى كه در نجف زندگى مىكرد، با تنگناها و دشوارىهاى مالى بسيارى روبرو بود، اما پس از مدتى، خدا در زندگىاش گشايشى ايجاد كرد، طورى كه او توانست از راه خريد و فروش سنگهاى زينتى (انگشتر) و چادر و روسرى به قافلههاى حج، اندك سرمايهاى جمع كند و در مدينه مزرعهاى بخرد.
در اين مزرعه چاهى وجود دارد كه معروف است آن را رسول الله (ص) به يك پيرزن هديه كردند و دعا فرمودند كه خدا خيرى كثير در آن قرار دهد. اين چاه، آبى پر