ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - عارفانه ها و عاشقانه هاى مرحوم ميرزا اسماعيل دولابى
ريشه قرآنى دارد، احاديث صحيحه بر آن دلالت مى كند و احاديث مربوط به آن به حد تواتر مى رسد، چنان كه برخى از محدّثان عامه نيز به آن تصريح كرده اند.[١]
پى نوشت ها:
[١]. سوره اسراء (١٧)، آيه ٦٠.
[٢]. شيخ صدوق، معانى الأخبار، ص ٣٤٦.
[٣]. واقدى، المغازى، ج ١، صص ١٩ و ١٧٢.
[٤]. همان، صص ١٩٩ و ٣٣٤.
[٥]. همان، ج ٢، صص ٤٤٠ و ٥٣١.
[٦]. اين هشام، السيرة النبوية، ج ٥، ص ١١٢.
[٧]. ثقفى، الغارات، ج ٢، صص ٥٩١ و ٦٦٣.
[٨]. ذهبى، تاريخ الاسلام، ج ٥، ص ٢٥.
[٩]. عصفرى، تاريخ خليفة بن خياط، ص ١٩٢.
[١٠]. ذهبى، همان.
[١١]. همان، ص ٣٤.
[١٢]. نعيم بن حماد، الفتن، ج ١، ص ٣٢٦، ح ٩٣٢.
[١٣]. همان، ح ٩٣١.
[١٤]. حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٤، ص ٤٢٩.
[١٥]. ابن منظور، لسان العرب، ج ٤، ص ٩١.
[١٦]. ابن فارس، معجم مقاييس اللغة، ج ٢، ص ١٨٠.
[١٧]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٨١.
[١٨]. نگارنده، روزگار رهايى، ج ٢، ص ٨٥٤.
[١٩]. ابن منظور، لسان العرب، ج ١، ص ٥٤٨.
[٢٠]. متقى هندى، البرهان، ص ١١٦، ح ١٧.
[٢١]. نعيم بن حماد، الفتن، ج ١، ص ٢٢٩، ح ٩٤٠.
[٢٢]. ياقوت، معجم البلدان، ج ٢، ص ١٥٨.
[٢٣]. شيخ طوسى، الغيبة، ص ٤٥٢.
[٢٤]. نعمانى، الغيبة، صص ٢٩٩ و ٣٠٦.
[٢٥]. كلينى، الكافى، ج ٨، ص ٢٥٨.
[٢٦]. شيخ صدوق، كمال الدين، ج ٢، ص ٦٥٠، ب ٥٧، ح ٧.
[٢٧]. شيخ مفيد، الارشاد، ج ٢، ص ٣٦٨.
[٢٨]. سوره نساء (٤)، آيه ٤٨.
[٢٩]. عياشى، التفسير، ج ١، ص ٤٠٢، ح ٩٩٠.
[٣٠]. سلمى، عقدالدرر، ص ٨٩.
[٣١]. ثعلبى، الكشف و البيان، ج ٣، ص ٣٢٤.
[٣٢]. سوره سبا (٣٤)، آيه ٥١.
[٣٣]. طبرى، جامع البيان، ج ٢٢، ص ٧٣.
[٣٤]. نعمانى، الغيبة، ص ٣٠٥، ب ١٨، ح ١٤.
[٣٥]. على بن ابراهيم، تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٠٥.
[٣٦]. ابوحمزه ثمالى، تفسير قرآن كريم، ص ٢٧٤.
[٣٧]. زمخشرى، تفسير كشاف، ج ٣، ص ٥٩٢.
[٣٨]. سلمى، عقدالدرر، ص ٧٩.
[٣٩]. همان، ص ٨١.
[٤٠]. حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٤، ص ٤٢٩.
[٤١]. زمخشرى، همان.
[٤٢]. سليم بن قيس، كتاب سليم، ص ١٥٩.
[٤٣]. عياشى، التفسير، ج ٢، ص ١٩٥.
[٤٤]. نعمانى، الغيبة، ص ٢٨٠.
[٤٥]. سيوطى، الحادى للفتاوى، ج ٢، ص ٦٧.
[٤٦]. عياشى، همان.
[٤٧]. نعيم بن حماد، الفتن، ج ١، ص ٣٢٩، ح ٩٤١.
[٤٨]. همان، صص ٣٢٩، ٣٣١، ح ٩٤١ و ٩٤٩.
[٤٩]. سيد ابن طاووس، التشريف بالمنن، ص ١٦١، ح ٢١٠.
[٥٠]. متقى هندى، البرهان، ص ١١٢.
عارفانهها و عاشقانههاى مرحوم ميرزا اسماعيل دولابى
در مورد امام زمان (ع) در روايات آمده است كه: «يحكم بحكم داوود؛ با حكم حضرت داوود (ع) حكم مىكند». حضرت داوود حكم غيبى صادر مىكرد و به شواهد و ادلّه وابسته نبود. در زمان حضرت داوود شخص فقيرى مدتها از خداوند رزق حلالى مىطلبيد. روزى گاوى در خانه او را شكست و داخل شد. او هم بر اين اساس كه دعايش مستجاب شده است گاو را سربريد و گوشت آن را كباب كرد و با خانواده اش خوردند.
صاحب گاو كه به دنبال گاوش مىگشت فهميد كه آن شخص فقير گاو را كشته و مصرف كرده است. او را نزد حضرت داوود برد و حضرت داوود از آن شخص فقير علّت كارش را پرسيد: او هم گفت من هفت سال بود كه دعا مىكردم خدا رزق حلالى مرحمت كند، وقتى گاو در را شكست و داخل شد به خود گفتم دعايم مستجاب شده است؛ لذا آن را سر بريدم و با خانواده ام خورديم.
حضرت داوود به صاحب گاو فرمود: «از شكايتت صرف نظر كن». صاحب گاو عصبانى شد و اعتراض كرد كه اين چه نحو قضاوت كردن است. حضرت داوود به او فرمود: «علاوه بر آن، نصف دارائى ات را هم به او بده». صاحب گاو هم به شدت برآشفت. حضرت داوود فرمود: «تمام دارائى ات را به او بده». در بين مردم در اثر اين حكم سر و صدا بلند شد. حضرت داوود همراه با مردم بر سر قبر پدر كسى كه گاو را كشته بود، حاضر شد و او را زنده كرد و علت مرگش را از او جويا شد. او گفت: پدر اين صاحب گاو، غلام من بود. او مرا كشت و تمام دارائى ام را هم تصاحب كرد. در نتيجه روشن شد علاوه بر اينكه تمام دارائى صاحب گاو متعلق به آن شخص فقير است، خود صاحب گاو و فرزندانش هم بچههاى غلام پدر او هستند و متعلق به او مىباشند، امام زمان (ع) هم اين گونه حكم مىكند.
مصباح الهدى؛ مجموعه جلسات مرحوم دولابى