ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - يك قرن خدمت به شيعه
خير و بركت دارد. شيخ العمروى پس از خريد اين مزرعه، دوباره به نجف بازگشت و به مطالعه، تدريس و تحصيل ادامه داد.
بعدها اين مزرعه توسعه يافت، تا اينكه اكنون به ٥/ ٦ هكتار رسيده است. من خودم همراه ايشان در اين مزرعه كار مىكردم. پدرم تمام كارهاى مزرعه (تميز كردن جوىها، جابهجايى سنگها، ديواركشى، رسيدگى به نخلها و ...) را خودش انجام مىداد. امروز مزرعه با همه محصولاتش وقف اهل بيت (ع) و پذيرايى از ميهمانان ايشان است.
البته مجالس پدر و جدّم، نخست، بالاى ديوار بقيع، در سمت «باب السلام» برگزار مىشد، امّا كمكم با فشارهايى كه وارد كردند، شيعه را از بقيع دور و حسينيه را تخريب نمودند. بنابراين، مجالس منتقل شد و اكنون در اين حسينيه جديد، هر روز از ميهمانانى كه به ويژه در موسم حج و عمره، و ماههاى رمضان و رجب از عراق، هند، پاكستان، اروپا و آمريكا به اينجا مىآيند، پذيرايى مىشود. حقيقتاً امروز اين مزرعه و حسينيه مأواى شيعيان مدينه است.
اهل بيت (ع) هم در همين منطقه سكونت داشتهاند. مزرعه امام موسى كاظم (ع)، مشربه امّ ابراهيم، نخل سلمان، بئر الغرس- چاهى كه پيامبر (ص) به اميرمؤمنان (ع) وصيت كردند كه ايشان را با آب آن غسل دهند- در نزديكى همين باغ قرار دارد.
\* حال كه سخن به اينجا رسيده است، در مورد تاريخچه و شرايط كنونى شيعيان در ساير مناطق عربستان، به ويژه «احسا» و «قطيف» نيز توضيح بفرماييد.
\* آنگونه كه در منابع تاريخى آمده است، تشيع از روزگار رسول خدا (ص) در احساء، قطيف و بحرين حضور داشته است؛ زيرا در روزگار آن بزرگوار، برخى از صحابه دوستدار على بن ابىطالب (ع) از جمله «ابان بن سعيد بن العاص» به اين مناطق رفتند و بذر تشيع را در آنجا افشاندند. بنابراين، تشيع و شيعه از آن روزگار تا امروز در اين منطقه استمرار يافته و پا برجا مانده است.
در روزگاران گذشته، احساء، قطيف و بحرين يك منطقه به شمار مىرفتند كه تماماً بحرين خوانده مىشدند؛ به همين خاطر دولتهاى شيعى داشتند؛ مانند: دولت «العصفوريون» و دولت «العيونيون» كه شاعر معروف، مقرب بن العيونى از آنان بوده است. در دورانهاى بعد، بحرين به كشورى مستقل تبديل شد و احساء و قطيف به عربستان پيوستند. شيعيان در اين دو منطقه حضور دارند. البته در مدينه منوره هم هستند كه به نخاوله معروفاند، اما شمارشان اندك است. گفتنى است، شمارى از شيعيان مدينه منوره، از اشراف آن شهر به شمار مىروند. در منطقه نجران (منطقه مرزى عربستان با يمن) نيز شيعيان اسماعيلى مذهب وجود دارند. طبق آمار ارائه شده، شمار شيعيان اسماعيلى آن سامان، به هشتصد هزار تا يك ميليون نفر بالغ مىشود. برخى از روزنامهها، شمار اسماعيلىهاى ساكن عربستان سعودى را نيز يك ميليون نفر اعلام كردهاند. اسماعيلىهاى عربستان، فقط بخشى از اسماعيلىها هستند؛ زيرا اين جماعت سه دستهاند: اسماعيلىهاى «آغاخانى»، اسماعيلىهاى «داوودى») «بهرهها» (و اسماعيلىهاى «سليمانى» كه همان اسماعيلىهاى ساكن نجران هستند.
«قطيف» شهرى بسيار قديمى است كه بيشتر ساكنان آن (حدود ٩٧ درصد) را شيعيان تشكيل مىدهند. البته ساكنان برخى از روستاهاى قطيف مانند: «دارين»، «عِنَك»، «ام الساهك» و «الناديه» اهل سنّت هستند، امّا در كل، «قطيف» منطقهاى شيعى به شمار مىرود. بر اساس آمار موجود، شمار شيعيان ساكن در قطيف به ششصد هزار تَن مىرسد.
در منطقه احساء- چنانكه شيعيان آن سامان مىگويند- ٦٥ تا ٧٠ درصد جمعيت آن را شيعيان تشكيل مىدهند و تنها ٣٠ تا ٣٥ درصد ساكنانش سنّى مذهب هستند. البته اهل سنّت احساء، اين آمار را نپذيرفته، جمعيت خود را بيشتر از اين تعداد مىدانند و دستكم به تعادل جمعيتى قائلاند، يعنى نصف، نصف. در گذشته، بيشتر ساكنان منطقه شرق، يعنى شهرهاى: قطيف، احساء الهفوف و روستاهاى آن، شيعه بودند، ولى پس از كشف نفت و به جود آمدن شهرهاى جديدى مثل «الجُبيل»، «خُبَر»، «دمّام» و «ظهران»، شهروندان از سراسر كشور عربستان به اين شهرها كوچ كردند و در آن مناطق سكونت گزيدند؛ زيرا فرصتهاى شغلى فراوانى در عرصه صنايع، شركتها و بازرگانى در اين شهرها فراهم آمده بود. از اينرو، برخى از مردم عربستان، از جنوب، شمال و نجد (مركز كشور) كوچ كردند و در شهرهاى نوپا ساكن شدند.