ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - ٢ ظهور امام عصر (ع)
و به دنبال آن درهاى آسمان گشوده مىشود و پس از زوال خورشيد (هنگام ظهر) پيامبر (ص) مىفرمايند: بار پروردگارا! اين وعدهاى است كه در كتاب خويش دادى وگفتى: «خداوند به آن دسته از شما كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند وعده داده است كه آنها را همانند پيشينيان حاكمان زمين و دين مرضى خويش كند».[١] پس از ايشان، ملائكه و پيامبران هم، چنان مىگويند. آن چهار نور مقدس به سجده مىافتند و رسول خدا (ص) مىفرمايند: پروردگارا غضب نما كه حريمت دريده شد و برگزيدگانت شهيد و بندگان صالحت خوار گشتند. پس خداوند آنچه را كه بخواهد مىكند كه آن روز معلوم است.[٢]
د- اجتماع لايه اصلى ياران امام (ع): امام على (ع) در اين زمينه تعبير جالبى دارند كه به ما در درك چگونگى اجتماع ياران قائم (ع) يارى مىكند. ايشان مىفرمايند: «چون وقت آن برسد، آقاى بزرگوار و پيشواى دين مستقر و پا برجا گردد. پس [ياران] نزد آن بزرگوار گرد آيند، چنانكه پارههاى ابر در فصل پاييز گرد آمده و به هم مىپيوندند».[٣]
تشبيه جمع شدن ياران آن حضرت به جمع شدن ابرهاى پاييزى، نشان از سرعت اجتماع و به هم پيوستن آنها دارد؛ چنانكه در روايتى كه در همين زمينه از امام باقر (ع) نقل شده، آمده است: «ياران قائم (ع) سيصد و سيزده مرد از فرزندان عجم (غير عرب) هستند. گروهى از آنان به هنگام روز به وسيله ابر حركت مىكنند و با نام خود و نام پدر و خصوصيات نسبشان شناخته مىشوند. گروهى ديگر از آنها در حالىكه در بستر خود آرميدهاند، بدون قرار قبلى در مكه بر آن حضرت وارد مىشوند».[٤]
ه- گونه شناسى ياران امام (ع) از حيث عرب و عجم: به تصريح روايات، اكثر ياران امام عصر (ع) عجم و غير عرب هستند و يكى از مشكلات جدى امام (ع) در نبردها با اعراب خواهد بود تا جايى كه از ايشان با تعبير شمشير برّان عرب ياد شده است.[٥]
و- اعلان جهانى: مفضل بن عمر از امام صادق (ع) در اين رابطه، روايت كرده است: «در آن روز (عاشورا) وقتى خورشيد طلوع كرد و نورافشانى نمود، كسى از قرص خورشيد به زبان عربى فصيح، خطاب به مردم فريادى مىكشد كه تمام آنها كه در آسمانها و زمينها هستند، مىشنوند: «تمامى مخلوقات! اين مهدى آل محمد (ع) است» و او را به نام و كنيه جدش رسولالله (ص) و نسبش مىخواند و گوش هر زندهاى اين صدا را مىشنود. تمام مخلوقات در بيابانها، شهرها، درياها و خشكىها بدان روى مىكنند و با هم در اين رابطه گفتوگو مىكنند و از هم درباره آنچه شنيدهاند مىپرسند».[٦]
صبح شنبه عاشوراى موعود كه بناست حضرت ظهور كنند، وارد مسجدالحرام مىشوند و دو ركعت نماز، رو به كعبه و پشت به مقام به جا مىآورند و پس از دعا به درگاه الهى، نزديك كعبه رفته، با تكيه بر حجرالاسود، رو به جهانيان كرده، اولين خطبه تاريخى خويش را چنين انشاء مىكنند: پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پيامبر اكرم و خاندان بزرگوارشان- سلامالله عليهم اجمعين- ايشان چنين مىفرمايند: «اى مردم! ما براى خداوند [از شما] يارى مىطلبيم و كيست كه ما را يارى كند؟ آرى، ما خاندان پيامبرتان محمد مصطفى (ص) هستيم و سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به خدا و ايشان. هر كس با من در رابطه با آدم محاجّه كند، من سزاوارترين [و نزديكترين] مردم نسبت به اويم و همينطور راجع به نوح، ابراهيم، محمد (ص) و ديگر پيامبران و كتاب خداوند كه به هر كدام از ديگر مردم اولى هستم. مگر خداوند متعال در كتابش نفرموده است: «به درستى كه خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد؛ خاندانى كه برخى از آنها از بعضى ديگرند و خداوند شنوا