اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٧ - انواع انضباط
اتلاف وقت، رعايت سلسله مراتب ادارى، انجام به موقع وظايف محوّله، بالا بردن كارآيى سازمان، استفاده صحيح از اموال.
لزوم نظم و ترتيب در كارها به حدّى روشن و بديهى است كه بايد گفت شرط لازم زندگى است و بدون آن، زندگى، قوام و دوام نخواهد يافت. اين ضرورت، در زندگى جمعى و سازمانى بيشتر خودنمايى مىكند؛ زيرا در محيط كار جمعى، اگر نظم و قانون حاكم نباشد، هرج و مرج پيش خواهد آمد و در مدت كوتاهى، روحيه و كارآيى افراد به صفر خواهد رسيد و در نهايت چنين سازمانى نابود خواهد شد.
جامعه بشرى نيز همواره به سمت نظم و قانون پيش رفته و بشر سعى نموده قانون و نظم ناشى از قانون را بر زندگى خود حاكم كند و در همين مسير، با قانون شكنان برخورد نمايد.
انواع انضباط
هر محيط و سازمانى، نظم خاصى مىطلبد كه كاركنان آن بايد بدان پايبند باشند و چه بسا انسانى در سازمانهاى متعدد، بايد حضور يابد كه قوانين و مقررات مختلف و گاهى متضاد دارند و او بايد خود را با آنها وفق دهد.
گرچه ممكن است سازمانهاى هم صنف و موازى، مانند بيمارستانها و آسايشگاهها از نظم و قانون يكنواخت يا مشابهى پيروى كنند ولى سازمانهاى غير موازى، قطعاً نظم و قانون مختلف دارند و دست كم در برخى قوانين شبيه يكديگر نيستند. بر اين اساس بايد گفت؛ مجموعه قوانين و مقرراتى كه در سازمانهاى يك كشور وجود دارند، غير قابل شمارش است؛ ولى نحوه برخورد كاركنان يك سازمان از دو حال بيرون نيست؛ يا فرد، به دلخواه خود و براساس فكر و انديشه، تن به رعايت ضوابط مىدهد و داوطلبانه منضبط مىشود يا اينكه قوانين موجود از راه ايجاد ترس و اعمال كنترل و تنبيه، صورت مىگيرد و نظم بر افراد مجموعه تحميل مىگردد. شكل اوّل را «انضباط مثبت» و شكل دوم را «انضباط منفى» مىگويند.
آنچه ارزشمند و كارآمد است «انضباط مثبت» است كه از راه تربيت صحيح و ايجاد ارزشهاى خاص اخلاقى، وجدان كار و حس انجام وظيفه در كاركنان ايجاد مىشود و