اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٠٣ - ضرورت گشادهرويى
«سُوءُ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْامُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ»[١]
بدگمانى، كارها را تباه مىسازد و زمينه بدىها را فراهم مىسازد.
«مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ سُوءُ الظَّنِّ لَمْ يَتْرُكْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَليلٍ صُلْحاً»[٢]
بدبينى بر هر كس چيره شود، ميان او و همه دوستانش فاصله مىاندازد.
٤- گشادهرويى
خردورزى و درايت، بخش وسيعى از مديريت را شكل مىدهد و بدون چنين توانى، مديريت بى معنا خواهد بود. دانش و تخصّص نيز در كنار عقل و انديشه كارساز است.
برخى از فضايل اخلاقى نيز مكمّل دانش و انديشه است و بشّاشيت و گشاهرويى از آن جمله است. رسول گرامى اسلام ٦ مىفرمايد:
«حُسْنُ الْبِشْرِ نِصْفُ الْعَقْلِ»[٣]
خوشرويى، نيمى از خرد است.
ضرورت گشادهرويى
از حديث بالا، چنين برداشت مىشود كه خصلتِ نيكوى گشادهرويى از لوازم ضرورى مديريت اسلامى است و كسى كه از آن بهرهمند نباشد نمىتواند مدير موفقى باشد؛ بهويژه كه حضرت صادق ٧ در مقام شمارش ويژگىهاى امامان معصوم، به آن نيز تصريح كرده و فرموده است:
«و دينُهُمْ ... حُسْنُ الصُّحْبَةِ وَ حُسْنُ الْجِوارِ ...»[٤]
روش امامان معصوم، معاشرت نيكو و خوشهمسايگى است.
[١] - همان، ج ٤، ص ١٣٢
[٢] - همان، ج ٥، ص ٤٠٦
[٣] - بحارالانوار، ج ١٠٣، ص ٢٣٨
[٤] - همان، ج ٧٤، ص ١٥٨