اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١١١ - قدردانى در حيطه مديريت
حساب خدا مىگذاريم؛ او فرزندى خيرخواه، كارگزارى پرتلاش، شمشيرى برنده و ستونى پابرجا و بازدارنده بود.[١]
٢- عمر بن ابى سَلَمه، از سوى امير مؤمنان ٧ مدتى استاندار بحرين بود. وقتى امام ٧ او را عزل و نعمان بن عجلان را به جايش منصوب كرد، طى نامهاى از او چنين تقدير كرد:
تو نيكو حكومت كردى و امانتدارى نمودى؛ اينك بدون هيچگونه دلخورى و سرزنش و اتّهامى، نزد ما بازگرد.[٢]
ب- قدردانى متنوّع
سپاسگزارى مدير از افراد زيردست و همكار، ممكن است به شكل مادّى و معنوى، حضورى و غيابى، كتبى و شفاهى و غيره صورت پذيرد و هرگونه تقدير و تشويق به مقتضاى حال و صلاحديد مدير انجام گيرد. بر اين اساس، امكان دارد برخى از انواع تقدير، اولويت داشته باشد يا مدير از اعمال برخى از آنها معذور باشد. به فرموده امير مؤمنان ٧:
«اذا قَصُرَتْ يَدُكَ عَنِ الْمُكافاةِ فَاطِلْ لِسانَكَ بِالشُّكْرِ»[٣]
هرگاه دستت از جبران [اعمال و قدردانى عملى] كوتاه شد، با زبانت سپاسگزارى كن.
ج- نتيجه قطعى
ارج نهادن به زحمات و خدمات همكاران، بهطور قطع نتيجه بخش است و كارآيى و اعتبار مديريت و سازمان را افزايش مىدهد؛ چنان كه عكس آن نيز صادق است.
ديدگاه همكاران و زيردستان نسبت به مدير، مىتواند به دو شكل زير باشد؛
الف- بخشى از آنها با ديد خوشبينانه به او مىنگرند و از عملكرد مديريتى او
[١] - نهجالبلاغه، نامه ٣٥، ص ٩٤٥
[٢] - همان، نامه ٤٢، ص ٩٦٠
[٣] - شرح غررالحكم، ج ٣، ص ١٣٧