اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٠٨ - سيره علوى
امر مهمّى به تنهايى خدمت پيامبر ٦ رسيد و سپس به كاروان خود بازگشت تا به اتفاق، وارد شهر شوند. در اين اثنا مشاهده كرد كه برخى از اهل كاروان از پارچههاى بيتالمال به عنوان لباس احرام استفاده كردهاند، امام با قاطعيت دستور جمعآورى پارچهها را صادر كرد و آنها را بستهبندى كرد و در جاى خود قرار داد. همراهان امام كه اين تصميم را خوش نداشتند، نزد پيامبر ٦ زبان به شكوه از على ٧ گشودند. پيامبر اكرم ٦ به دفاع از امام برخاست و فرمود: «ديگر نبينم كسى درباره على ٧ شِكوه كند! او در اجراى امر خدا قاطع است و در دين خود اهل سازش نيست!»[١]
اما از سوى ديگر، در زمان خلافت همين امام ٧ عسل فراوانى از منطقه همدان آوردند، آن حضرت دستور داد يتيمان را گرد آورند و به آنان اجازه داد كه از مشكهاى عسل هر قدر دوست دارند بخورند و خود، عسلها را با پيمانهاى ميان مردم تقسيم مىكرد. از آن حضرت سؤال شد كه چرا به يتيمان چنين امتيازى داده است؟ در پاسخ فرمود: «امام و رهبر جامعه، پدر يتيمان است ...!»[٢]
٢- در روزهاى اوّل خلافت امام، عمرو عاص شبانه با امام ملاقات كرد و كارى خصوصى داشت. آن حضرت بى درنگ چراغ بيتالمال را خاموش كرد تا سوخت آن، صرف گفتگوى شخصى نشود.[٣] امّا در موارد ديگرى، گاه به يك نفر روستايى، تا هزار سكّه، كمك مىكرد.[٤]
از سخنان امام على ٧ قبل از ضربت خوردن برمىآيد كه آن سردار سلحشور مىدانست ابن ملجم مرادى قاتل او خواهد شد، امّا به او مهربانى مىكرد و پس از ضربت خوردن از دست آن نابكار، باز هم به فرزندانش سفارش كرد كه با او مدارا كنند، به او آب
[١] - بحارالانوار، ج ٢١، ص ٣٨٥
[٢] - همان، ج ٢٧، ص ٢٤٨
[٣] - همان، ج ٤١، ص ١١٦
[٤] - همان، ص ٣٢