اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٥ - تبيين واژهها
فصل اوّل: كليّات اخلاق مديريّت
تبيين واژهها
١- اخلاق
اخلاق در اصطلاح عبارت از هيأت خاصّى است كه براى نفس پيدا مىشود و در آن رسوخ مىكند و به كمك آن كارها به آسانى و بدون نياز به فكر و انديشه از انسان صادر مىشود. هرگاه هيأت مزبور به طورى ظهور پيدا كند كه كارهاى شايسته و مورد پسند شرع و عقل از آن ناشى شود، آن را (اخلاق و) خوى نيك مىنامند؛ و اگر برخلاف انتظار، از آن كارهاى نكوهيده سر بزند، آن را خوى زشت مىگويند.[١]
٢- مديريّت
مديريت يعنى مجموعهاى از آگاهىهاى شكل يافته جهت ايجاد هماهنگى در يك سازمان براى بارورى بهتر برنامهها و نيل به هدفهاى مطلوب.[٢]
واژه «مديريت» در متون اسلامى نيامده، ولى از اصطلاحاتى مانند امامت، امارت، ولايت، سياست، رياست، سيادت و ... استفاده شده كه مفهوم مديريت از آنها فهميده مىشود و مىتوان مديريت را در سيماى آنها جست و جو كرد. برخى، مديريت اسلامى را چنين تعريف كردهاند:
مديريتى كه زمينه رشد انسان به سوى «اللّه» را مطابق كتاب و سنت و سيره پيامبر ٦ و امامان معصوم : و نيز دستاوردهاى علوم و فنون و تجارب بشرى فراهم نمايد.[٣]
[١] - اخلاق حسنه، ملامحسن فيض كاشانى، ترجمه محمدباقر ساعدى، ص ٩، با اندكى تصرّف
[٢] - سازمان و مديريت آموزش و پرورش، دكتر مصطفى عسكريان، ص ٩١، چاپ دوّم
[٣] - نگرشى بر مديريت اسلامى، ص ٢٠