اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٣٠ - مرز عفو و انتقام
بر شما باد به گذشت كردن، چرا كه عفو و گذشت جز بر عزّت بنده نمىافزايد. پس، از يكديگر درگذريد تا خدا به شما عزّت دهد.
مرز عفو و انتقام
بديهى است همانگونه كه انتقامگيرى در همه جا و از همه كس، و بهخصوص در مواردى كه قانونى براى مجازات متخلّف وجود دارد، كارى ناپسند و زيانآور است، عفو و گذشت نيز در همه جا پسنديده و كارساز نيست و مدير بايد با درايت خاصّى مرز اين دو را تشخيص دهد و هر يك را در جاى مناسب، اعمال كند. قدر مشتركى كه به عنوان ملاك كلى عفو و انتقام مىتوان تعيين كرد، «ميزان تأثيرگذارى مثبت در فرد مجرم» است؛ به اين معنا كه بايد روحيه و قابليت مجرم را سنجيد؛ و تنها در صورتى از جرم او درگذشت كه عفو و گذشت، او را متنبّه كرده، از ارتكاب خلاف بازدارد. در غير اين صورت، چارهاى جز برخورد قاطع باقى نمىماند. امير مؤمنان ٧ در اين باره مىفرمايد:
«الْعَفْوُ عَنِ الْمُقِرِّ لا عَنِ الْمُصِرِّ»[١]
گذشت از كسى كه به گناه اقرار دارد پسنديده است نه از كسى كه بر آن اصرار دارد.
بنابراين بهتر است كه مدير در موارد زير روش عفو و گذشت را در پيش بگيرد:
١- خطا از روى نادانى يا اشتباه و غير عمدى صورت گرفته باشد.
٢- مجرم در حق شخص مدير كوتاهى كرده باشد نه در حق سازمان يا همكاران ديگر.
٣- خطاكار از كرده خود، سخت پشيمان بوده و آهنگ تكرار آن را ندارد.
٤- بخشيدن او سبب تنبّه و دگرگونى روحى او و ديگر همكاران گردد.
٥- خطا از كارمند خوشنام، خوشسابقه، بزرگوار و شريفى سر زده كه بخشيدن او
[١] - شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢٠، ص ٣٣٠