اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٦ - ٤ - انضباط ادارى
اين بيمارى مبتلا گردد، براى نيل به جاه و مقام، به آسانى وجدانش را زير پا مىگذارد.
بسيارى از زد و بندهاى سياسى، جنگ و غارتها، كشتار بى گناهان، انهدام شهرها و كشورها و ... كه بدترين نوع بى وجدانى است، پيامد شوم رياستطلبى است.
همچنين، خوى رياستطلبى سبب خانهنشينى، اخراج، تبعيد، زندانى و كشتار مديران لايق و رهبران شايسته در طول تاريخ شده است. به عنوان نمونه؛ هارون الرشيد- خليفه سفاك عباسى- در سخنان خصوصى خود به فرزندش- مأمون- مىگويد؛ حق حكومت و خلافت از آنِحضرت موسى بن جعفر ٧ است ولى من هرگز از آن، كنارهگيرى نمىكنم و تو نيز كه فرزندم هستى، اگر سر ناسازگارى داشته باشى، مىكشم![١]
د- ثروت اندوزى
اين خوى شيطانى نيز با وجدان آدمى سر ستيز دارد و او را وادار مىكند تا در راه جمع ثروت، بسيارى از فرامين وجدان را زير پا بگذارد؛ حرام خوارى، احتكار، سرقت، رشوه و اختلاس، گران فروشى، ايجاد بازار سياه، زد و بندهاى اقتصادى، دروغ و تزوير در داد و ستد، بى توجهى به مستمندان و گرسنگان و ... كه هر روز و هر ساعت به دليل كسب سود بيشتر، در جامعه تكرار مىشوند، از آثار زير پا گذاشتن وجدان است.
٤- انضباط ادارى
«انضباط» به معناى سامان گرفتن، نظم داشتن، ترتيب، درستى، آراستگى و عدم هرج و مرج به كار رفته است.[٢]
منظور از «انضباط ادارى»، رعايت قوانين، مقررات، آييننامهها، بخشنامهها و دستورالعملهاى ادارى است و برخى نمودهاى آن عبارت است از: حضور به موقع در محل كار، ترك نكردن محل كار بدون اطلاع مافوق، حضور به موقع در جلسات، پرهيز از
[١] - ر. ك. بحارالانوار، ج ٤٨، ص ١٣١
[٢] - لغتنامه دهخدا، ج ٢، ص ٣٠٥٨؛ البته با توجه به اين كه وزن« انفعال» در علم صرف به معناى پذيرش اثر فعل است، انضباط به معناى« نظمپذيرى» است