اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٠ - ضرورت اطاعت از وجدان
ارزشمند است. پيروى از امر و نهى وجدان، سبب تقويت، نشاط و فعّالتر شدن آن مىگردد و هر چه ما بيشتر گوش به فرمان وجدان باشيم، او بيشتر ما را مدد مىرساند تا راه سعادت را بپيماييم و از انحراف و زشتى مصون بمانيم.
و اگر برعكس، به امر و نهى وجدان، وقعى ننهيم و در مصاف وجدان و هواى نفس، از نفس امّاره پشتيبانى كنيم، وجدان بيدارمان، كم كم رو به خمودى و خموشى مىرود و چه بسا ممكن است استحاله شود و برخلاف واقع نيز حكم كند و آدمى در چنين حالتى مصداق اين آيه شريف است كه مىفرمايد:
«... لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ اعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها اولئِكَ كَالْانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»[١]
آنان دل دارند ولى نمىفهمند و چشم دارند ولى نمىبينند و گوش دارند ولى نمىشنوند. آنها همچون چارپايان بلكه گمراهترند، آنان، همان غافلاناند!
تجربه و تاريخ بشر نيز بر مطلب فوق، صحّه گذاشته و افراد و ملّتهاى فراوانى در طول تاريخ به چنين حالتى مبتلا شدهاند؛ قوم مغول، نازىهاى آلمان، صهيونيستها، صدّام، پينوشه، نرون و هيتلر، نمونههاى آن هستند. از قول نرون چنين نقل شده است:
اى كاش، تمام انسانها [يك نفر بودند و] يك سر و گردن داشتند تا من به يك باره آن را از بدنش جدا مىكردم![٢]
گردن نهادن به حكم وجدان در طول زندگى، انسان را از لغزيدن در مسير انحراف نگه مىدارد. در اين جا به نمونهاى از بيدارترين وجدان بشرى، امير مؤمنان ٧ اشاره مىكنيم كه فرمود:
من نيز مىتوانم از مرغوبترين نان و عالىترين عسل و فاخرترين لباس حرير، بهره جويم ولى حاشا كه (نداى وجدان را زير پا گذارم و) از هواى نفس پيروى كنم و حرص و
[١] - اعراف( ٧)، آيه ١٧٩
[٢] - وجدان، ص ٣٤٨