اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٤٢ - جلوههاى حضور
٢- ترجيح حق بر باطل
وجدانهاى پاك و سالم، همواره حقياب و حقگويند و هرگز به سوى ياوه نمىگرايند و خود را به خيانت نمىآلايند. به تعبير امير مؤمنان ٧.
«مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ زاجِرٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حافِظٌ»[١]
آن كه يك (وجدان) نهى كننده خودى داشته باشد، از سوى خدا نيز نگاهبانى خواهد داشت.
و اين نگاهبان الهى همراه آن بازدارنده خودى، او را از هرگونه گرايش و عمل هرزهاى حفظ كرده، راهنماى او به سوى حق و حقيقت خواهد بود.
٣- ستايش و سرزنش
وجدان، داور دلسوزى است كه پس از حكم نيز آدمى را رها نمىكند؛ اگر راه درستى را پيموده و به سودش حكم شده باشد، او را به تكرار و تداوم آن عمل نيك، تشويق و ترغيب مىكند، ولى اگر كسى در محكمه وجدان، محكوم شود، در معرض سرزنش و توبيخ مكرّر او قرار مىگيرد و پيوسته تهديد مىشود. و راز آن كه بسيارى از جنايتكاران پس از ارتكاب جنايت، دچار، اختلال روانى و جنون مىگردند، تا آنجا كه يا خود را به پليس معرفى مىكنند و يا خودكشى مىنمايند، همين است.
٤- شكفتن شخصيت
پاىبندى به داورى وجدان، پيمودن مسير تكامل است و افرادى كه چنين باشند، در بستر كمال قرار مىگيرند و شخصيت آنها در سايه اطاعت از وجدان، رشد و شكوفايى مىيابد. مرحوم علّامه جعفرى، ضمن بحث مستدلّى درباره وجدان، مىنويسد:
نه ثروت و نه مقام و نه نسب و نه زور بازو و نه كيفيت اجتماعى كه فرد در آنجا
[١] - شرح غررالحكم، ج ٥، ص ٤٠٤