اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٣٣ - سادهزيستى در زندگى شخصى و خانوادگى
بر اين اساس، رهبران الهى، ساده و بىپيرايه زندگى مىكردند، همانند محرومان و مستضعفان از عافيتطلبى، تجمّل، لذتگرايى و تشريفات ظاهرى مبرّا بودند و در همان حال داراى عظمت و شوكت ويژهاى بودند. محبوبيت اجتماعى داشته و جلال و حشمت معنوى آنها دلها را پر مىكرد. به عنوان نمونه پيامبر اكرم ٦ در طول مدّت حيات خويش ساده و بىپيرايه زيست و از اصل سادگى تجاوز نكرد و پاسدارى از آن را به جهت اين كه رهبر بود، امرى ضرورى و لازم مىدانست.[١]
ائمّه معصوم : نيز چنين بودند.
اينك به جنبه كاربردى سادهزيستى در زندگى شخصى و اجتماعى و بيان رهآوردهاى آن مىپردازيم.
سادهزيستى در زندگى شخصى و خانوادگى
مسؤوليت خطير مديريت و رهبرى اقتضا مىكند كه رهبر و مديران جامعه اسلامى، زندگى خود را بر اصل سادگى و سبك بودن موؤنه (هزينه زندگى) بنا كنند؛ از برخى مصارف و لذّتهاى دنيا چشم بپوشند، همّت خود را در دستيابى لذايذ دنيوى صرف نكنند و بكوشند در زندگى شخصى خود، تا اندازهاى طعم محروميت را بچشند. اين شيوه، اعتماد مردم را جلب كرده، لياقت اسوه بودن مدير را به اثبات مىرساند.
از امام على ٧ نقل شده كه فرمود:
«انَّ اللَّهَ جَعَلَنى اماماً لِخَلْقِهِ، فَفَرَضَ عَلَىَّ التَّقْديرَ فى نَفْسى وَ مَطْعَمى وَ مَشْرَبى وَ مَلْبَسى كَضُعَفاءِ النَّاسِ، كَىْ يَقْتَدِىَ الْفَقيرُ بِفَقْرى وَ لا يُطْغِىَ الْغَنِىَّ غِناهُ»[٢]
همانا خداوند مرا امام خلق خويش قرار داده و بر من واجب كرده كه در باره خويشتن، خوراك و پوشاكم را مانند مردم ضعيف تنظيم كنم، تا فقير به فقر من اقتدا كند و ثروت، توانگر را به طغيان وا ندارد.
[١] - ر. ك. سيره نبوى، شهيد مطهّرى، ص ٥٥- ٥٦
[٢] - اصول كافى، ج ١، ص ٤١٠