اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٢٣ - ٢ - دورويى
حسن بن جهم از امام رضا ٧ چنين روايت مىكند:
خدمت امام رضا ٧ بوديم، از پدر بزرگوارشان، موسى به جعفر ٧ ياد شد.
امامهشتم فرمود: پدرم عقلى داشت كه عقل هيچ كس با آن برابرى نمىكرد، با اين حال، گاهى اتفاق مىافتاد كه با يكى از غلامان خود مشورت مىكرد و از او نظر مىخواست. برخى به چنين كارى اعتراض كردند، پدرم پاسخ داد: چه بسا خداوند، راه موفقيت و گشايش را بر زبان وى جارى كند.[١]
٢- دورويى
صداقت و يكرنگى، خواست فطرت و خرد آدمى است و از فضايل نيك اخلاقى به شمار مىرود و در مقابل، دورويى و عدم صداقت در مواجهه با دوستان و آشنايان و همكاران، نكوهيده و زيانآور است و يك مدير مسلمان حتماً بايد از اين خوى ناپسند مبرّا باشد.
خصلت نارواى دورويى- كه در روايات، دو چهرگى و دوزبانى ناميده مىشود- از بدترين انواع نفاق است و مرحوم ملّا مهدى نراقى آن را چنين تعريف مىكند؛
شخص هنگامى دو چهره و دو زبان است كه برادر مسلمانش را حضورى مدح و ستايش كند و اظهار دوستى و خيرخواهى نمايد ولى در غياب او، به غيبت و بدگويى و سعايت و هتك حرمت و زيان مالى او همّت گمارد و او را اذيت كند.[٢]
چنين حالتى، يك بيمارى روحى است و مبتلاى به آن، بيش از ديگران از آن رنج و ضرر مىبرد. امام باقر ٧ در نكوهش شخص دو رو مىفرمايد:
«بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذا وَجْهَيْنِ وَ ذا لِسانَيْنِ؛ يُطْرى اخاهُ شاهِداً و يَأْكُلُهُ غائِباً
[١] - وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٤٢٨
[٢] - جامع السعادات، ج ٢، ص ٤٢٥