اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٦٧ - اصالت متانت
٣- عزّت: همان حضرت فرمود:
«الشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، الْجُبنُ ذُلٌّ ظاهِرٌ»[١]
دلاورى، عزّتى نقد و بزدلى، خوارى عيان است.
٨- وقار و متانت
واژههاى وقار، سكون، سكينه و حلم تا حد زيادى شبيه يكديگرند و به معناى متانت و سنگينى به كار مىروند. انسان با وقار كسى است كه در همه حالات، پيش از اقدام به كار، هنگام انجام كار و پس از آن، دچار عجله نشود و هر كار و سخنى را با انديشه و تأمل و حساب همراه سازد و پس از سنجيدن جوانب امر به انجام آن اقدام كند. واژه «ميقار» كه از وقار ساخته شده به معناى نخل خرمايى است كه شاخههايش از ميوه فراوان سنگين و سرازير شده است.[٢]
اصالت متانت
وقار و متانت، همانند ديگر عناوين اين فصل، از اصول اخلاق مديريتى است كه وجود آنها شرط لازم مديريت به حساب مىآيد و نبود يا كمبود آنها به طور قطع به مديريت آسيب مىرساند.
اهميت اين ملكه اخلاقى تا آنجا است كه امام صادق ٧ آن را از ويژگىهاى قطعى امام معصوم- يعنى عالىترين مدير مسؤول جامعه اسلامى- مىداند؛ حارث بن مغيره مىگويد:
«قُلْتُ لِابى عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ بِما يُعْرَفُ صاحِبُ هذَا الْامْرِ؟ قالَ: بِالسَّكينَةِ وَالْوَقارِ وَالْعِلْمِ وَالْوَصِيَّةِ»[٣]
از امام ششم ٧ پرسيدم: صاحب اين مقام (امامت) با چه نشانههايى شناسايى مىشود؟ در پاسخ فرمود: با متانت و وقار و دانش و سفارش (امام پيشين).
[١] - شرح غررالحكم، ج ١، ص ١٥٢
[٢] - ر. ك. مفردات، راغب اصفهانى و المنجد، واژه وقر
[٣] - بحارالانوار، ج ٢٥، ص ١٢٨