اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٣٢ - ٦ - بدزبانى
«عَوِّدْ لِسانَكَ لينَ الْكَلامِ وَ بَذْلَ السَّلامِ يَكْثُرْ مُحِبُّوكَ وَ يَقِلَّ مُبْغِضُوكَ»[١]
زبانت را به سخن نرم و سلام كردن عادت بده تا دوستدارانت فزونى و بدخواهانت كاستى يابند.
با چنين روشى، موفقيت و كارآيى مجموعه نيز فزونى مىيابد، صفا و صميميت بر آن حاكم مىشود و فضاى مناسب نوآورى و ابتكار فراهم مىگردد.
ولى اگر خداى نخواسته، مدير از عفّت كلام محروم باشد، علاوه بر از دست دادن مزاياى ياد شده، دچار آفات ذيل مىشود:
١- شخصيت حقيقى و حقوقى خود را آسيبپذير مىكند و از اين رهگذر دچار خسران مادّى و معنوى مىگردد و از قافله انسانيت و معنويت باز مىماند؛ چنان كه امام باقر ٧ مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْفاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ»[٢]
به درستى كه خداوند، بدزبان دشنامگو را دشمن مىدارد.
٢- بدزبانى مدير، سبب خدشهدار شدن تشكيلات، بروز جوّ مسموم، بدگمانى و بى اعتمادى متقابل مديريت و همكاران مىگردد و سوء تفاهم ميان آنان را تشديد مىكند و زمينههاى فروپاشى سازمان، ركود كارى و مفاسد ديگرى چون غيبت و تهمت، ناسزاگويى و حتى درگيرى فيزيكى را نيز فراهم مىسازد. چنين شخصى به عنوان يك عنصر بى كفايت و شرور بايد از مديريت محروم گردد؛ چرا كه رسول گرامى اسلام ٦ درباره اين گونه افراد مىفرمايد:
«انَّ مِنْ شَرِّ عِبادِ اللَّهِ مَنْ تُكْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ»[٣]
يكى از بدترين بندگان خدا كسى است كه مردم به خاطر بدزبانىاش از همنشينى او
[١] - شرح غررالحكم، ج ٤، ص ٤٤٥
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٧٦
[٣] - وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٣٢٨