اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ٨٧ - انگيزههاى چاپلوسى
٢- آسيبها و آفتهايى كه آنها را تهديد مىكند، شناسايى كرده، در دفع آنها مىكوشند.
٣- كارشكنىهاى بدخواهان تشكيلات متبوع خود را به سرعت پاسخ مىدهند.
٤- با روحيهاى شاداب به كار مىپردازند و خوشبختى و پيروزى خود را در سايه خوشبختى و سعادت ديگران مىيابند.
٥- چون به خاطر خدا، خير بندگان او را طلب مىكنند، با هر گامى كه در اين راه برمىدارند، به خدا نزديكتر مىشوند.
٦- موفقيت اينگونه افراد و مديران، روز به روز فزونى مىيابد و زمينه خدمت بيشتر آنان فراهم مىشود.
٣- پرهيز از چاپلوسى
چاپلوسى يا تملق يعنى چربزبانى، خوشامدگويى، به دروغ و ريا و تظاهر سخن گفتن و كسى را ستودن يا اظهار كوچكى و ارادت نمودن، و چاپلوس يعنى؛ متملق، رياكار، چرب زبان، كسى كه گفتارش مخالف پندار و كردارش باشد و كسى كه به شيرين سخنى و چربزبانى، مردم را بفريبد.[١]
مدح و تمجيد معقول و واقعى از ديگران، كارى روا و در برخى موارد لازم و ضرورى است، امّا مبالغه در ثناگويى و تعريف و تمجيد ناحق كه همان تملق و چاپلوسى است از نظر دين و خرد، كارى زشت و نارواست، به ويژه اگر ثناگو قصد فريفتن و جلب نظر ديگران را داشته باشد. زمينه آلوده شدن به اين رذيله اخلاقى در عموم اقشار جامعه وجود دارد، حتى ممكن است ثروتمندان، قدرتمندان، دانشمندان و فرادستان نسبت به مستمندان، ضعيفان، جاهلان و فرودستان، چاپلوسى كنند، ولى به طور معمول، افراد فرودست بيش از فرادستان، به آن آلوده مىگردند.
انگيزههاى چاپلوسى
منشأ آلودگىهاى اخلاقى، هواهاى نفسانى است و نفس امّاره براى ارضاى خواهشهاى خويش، حد و مرزى نمىشناسد، به همين دليل، شمارش همه انگيزههاى
[١] - لغتنامه دهخدا، واژه چاپلوسى