اخلاق مديريت - آخوندی، مصطفی - الصفحة ١٠٧ - سيره علوى
هر جا مدارا كارسازتر است، مدارا كن و اگر جز از سختگيرى كار برنمىآيد، سختگيرى نما.
همينطور امام ٧ طى نامهاى كه براى مردم مصر فرستاد، نوشت:
بندهاى از بندگان خدا را به سويتان گسيل داشتهام كه در روزهاى بحران نمىخوابد و در لحظههاى خطر، از برابر دشمن نمىگريزد و براى تبهكاران از شراره آتش گرانتر است. او مالك پسر حارث (اشتر نخعى و) از قبيله مذحج است گوش به فرمان او باشيد![١]
همانگونه كه نامه نخست، چگونگى و محدوده بهكارگيرى قاطعيت و نرمى را براى مدير تشريح مىكند، نامه دوم بر ضرورت قاطع بودن مدير تأكيد دارد؛ در عين حال بيان مىدارد كه قاطعيت مديران اسلامى- بهويژه در عرصه سياسى و نظامى- بايد متوجه دشمنان اسلام و مسلمانان، تهبكاران و مفسده جويان باشد و نرمى و مدارا بيشتر شامل حال دوستان و خودىها گردد. اين مضمون، در آيه ٢٩ سوره فتح از ويژگىهاى مسلمانان شمرده شده است.
سيره علوى
مولى الموحدين على ٧، پس از رهبر عظيمالشأن اسلام ٦ عالىترين الگوى مديريت اسلامى در همه ابعاد است. آن بزرگوار، خود در مواقع لازم قاطع، و يا ملايم برخورد مىكرد و از كارگزاران خود نيز مىخواست كه چنين باشند و خود، بهترين اسوه اين ميدان بود. آنچه در زير مىخوانيد، نمونههاى اندكى از سيره آن امام بر حق است.
١- امام از سوى رسول اكرم ٦ به سوى يمن اعزام شد تا ضمن حل و فصل امور آن سامان، معارف دين را نيز به مردم بياموزد، وقتى خبر عزيمت پيامبر ٦ به سفر حج به يمن رسيد، امير مؤمنان ٧ نيز همراه ياران خود راهى مكه شده در نزديكى مكه، براى
[١] - نهجالبلاغه، نامه ٣٨، ص ٩٥١- ٩٥٢