اخلاق عبادى - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٠٦ - ج - مقارنات نماز
قيام به خدمت خداوند سبحان، حق خدمت را به جا نياورده پس با اين هيأت به خدا پناهنده مىشود و از او پوزش مىطلبد و از آداب ركوع اين است كه انسان پشت خود را مستوى نگه دارد، و گردن خود را كشيده دارد، كنايه از آن كه آمادگى دارد در راه ايمان به خدا و اجراى فرامين او گردنش را بزنند.
٧- سجود: در اين حال هفت موضع از بدن، از جمله پيشانى خود را بر زمين مىگذارد و اين نشانه تذلّل و خاكسارى در برابر خداوند و عالىترين درجه عبوديّت است.
در ركوع و سجود انسان بايد به تسبيح خداوند بپردازد. بهاين معنا كه با گفتن ذكر شريف «سبحان اللَّه» يا نظاير آن[١] ذات پاك خداوند را از هر عيب و نقص منزّه و مقدّس شمارد. «سبحان اللَّه» با همه اختصار و كوتاهى كه دارد، بيانگر مفاهيم بلند اعتقادى و ارزشى است. تسبيح خداوند زيربناى تمام عقايد و تفكّرات اسلامى و تعيين كننده چگونگى ارتباط انسان با خداست. با اين توضيح كه:
- در تسبيح خداوند، توحيد هست، زيرا خداوند از شرك و شريك منزّه است.
- در تسبيح خداوند، اعتقاد به عدل الهى نهفته است، زيرا خداوند از ظلم و ستم منزه است.
- در تسبيح خداوند، نبوّت و امامت مستتر است، زيرا خداوند منزّه است از اين كه بشر را بيافريند و او را بدون راهنما رها كند.
- در تسبيح خداوند اعتقاد به معاد هست، زيرا نبودن معاد مستلزم اين است كه آفرينش جهان و انسان بيهوده باشد و خداوند منزّه است از اين كه كار عبث و بيهوده انجام دهد.
در شكل دادن روابط انسان با خدا نيز تسبيح نقش عمدهاى دارد، زيرا انسان وقتى خدا را از هر عيب و نقص، منزّه بداند به او عشق مىورزد، او را مىپرستد، او را مىستايد، فرامينش را گردن مىنهد، به مشيّت او راضى مىشود، بر او توكّل مىكند، از معصيتش پرهيز مىكند، در جلب رضايتش مىكوشد، به بندگانش خدمت مىكند و ....
سرانجام به خاطر همين محتواى عظيم نهفته در تسبيح است كه خداوند متعال در قرآن كريم به كرّات و بيش از هر چيز پيامبرش را به آن سفارش مىكند[٢] و همه
[١] - مانند« سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِه» در ركوع و« سُبْحانَ رَبِّىَ الْاعْلى وَ بِحَمْدِه» در سجده
[٢] - گويا در قرآن شانزده بار امر به تسبيح آمده، در حالى كه به توكّل و استغفار هشت مرتبه، به عبادت و ذكر پنج مرتبه و بهتكبير و سجده دو مرتبه امر شده است. ر. ك: پرتوى از اسرار نماز، محسن قرائتى، ص ١٨٣