اخلاق عبادى - مقدس نيا، محمد - الصفحة ٣٥ - طهارت، ادب حضور
برگزيدهترين انسانها يعنى خاندان پيامبر را با لفظ طهارت بيان مىدارد و تطهير آنها را از هر نوع آلودگى و پليدى باطنى و روحى، اعمّ از كفر، شرك، اخلاق نكوهيده و ... به اراده خويش مستند مىكند و آن را ارزشمندترين موهبت خود به آنان دانسته مىفرمايد:
«إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»[١]
خداوند فقط مىخواهد، پليدى و گناه را از شما خاندان دور كند و شما را بهطور كامل پاك سازد.
و بهعكس كسانى را كه در مسير عبوديّت او گام نمى نهند و با او به دشمنى برمىخيزند، يا در عبادت براى او شريك قرار مىدهند، با صراحت پليد و ناپاك معرّفى مىكند:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ»[٢]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! مشركان، ناپاكند!
اصرار اسلام بر رعايت پاكيزگى و طهارت به حدّى است كه ممكن است بهنظر برخى افراد، تشريفات زياد و زحمت اضافى به حساب بيايد. از اين رو قرآن كريم اعلام مىكند:
«ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَليكِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَكُمْ ...»[٣]
خداوند نمىخواهد، مشكلى براى شما ايجاد كند، بلكه مىخواهد شما را پاك كند.
طهارت، ادب حضور
دانستيد كه انسان براى تسريع در طى مسير كمال بايد «خُلق عبادى» پيدا كند. لازمه داشتنِ خُلق عبادى اين است كه بنده، همواره خود را در محضر مولاى خويش ببيند و همه انديشهها و اعمالش را با معيار رضايت يا كراهت او بسنجد؛ به اين معنا كه اگر او امرى را مىپسندَد برانجام آن همّت گمارد و اگر نمىپسندد از آن اجتناب نمايد. به قول باباطاهر عريان:
[١] - احزاب( ٣٣)، آيه ٣٣
[٢] - توبه( ٩)، آيه ٢٨
[٣] - مائده( ٥)، آيه ٦