اخلاق عبادى - مقدس نيا، محمد - الصفحة ١٧٦ - خدمتگزارى در نظام اسلامى
اسلام و مسلمانان شود و سبيل و راه سلطه آنان بر مسلمانان باشد و مسلمانان را به استخدام خود درآورد و ... چنين امرى خدمت نيست، بلكه خيانت به اسلام و مسلمانان است.
بنابراين در خدمت كردن، سه مسأله- موارد، انگيزه و آثار خدمت- بايد مدّ نظر خدمتگزار باشد تا از محدوده جلب رضا و تقرّب به درگاه خداوند خارج نشود.
خدمتگزارى در نظام اسلامى
در نظام اسلامى مديريتها و مسؤوليتهاى سياسى- اجتماعى، امانت سنگينى بر دوش صاحبان آنهاست نه اينكه طعمه و لقمه چرب و نرمى باشد، چنانكه امير مؤمنان ٧ به فرماندار آذربايجان نوشت:
«... انَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لكِنَّهُ فى عُنُقِكَ امانَةٌ»[١]
عمل (و حكمرانى)، طعمه و شكار تو نيست، بلكه امانت و سپردهاى در گردن توست.
همه كسانى كه در جمهورى اسلامى مسؤوليت دارند بايد خود را مديون مردم دانسته بلكه آنان را در مرتبه بالاتر و «ولى نعمت» خود حساب كنند و آزادى، استقلال و مقام خويش را مرهون كوشش آنان بدانند و همچون رهبر و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى قدس سره خود را خادم ملّت بدانند، چنانكه فرمود:
من خادم شما هستم، من خادم ملّت شما هستم. من آمدهام كه بزرگوارى شما را حفظ كنم.
من آمدهام كه دشمنهاى شما را زمين بزنم. من آمدهام كه ملّترا يك ملّت مستقل كنم ...[٢]
در جاى ديگر فرمود:
«... به من اگر خدمتگزار بگويند، بهتر از اين است كه رهبر.»[٣]
و نيز فرمود:
[١] - نهجالبلاغه، فيضالاسلام، نامه ٥، ص ٨٣٩
[٢] - در جستجوى راه از كلام امام، دفتر ششم، ص ١٧، سپهر
[٣] - صحيفه نور، ج ١٢، ص ١٩٢