اخلاق عبادى - مقدس نيا، محمد - الصفحة ٧٨ - ٧ - عدم ولايت
٥- غيبت
غيبت، گناه كبيره است و ارتكاب گناه كبيره انسان را از رحمت خدا دور مىكند و از لطف و عنايت او بىنصيب مىسازد. روايات فراوانى كه درج آنها در اين مختصر نمىگنجد، حاكى از آن است كه «غيبت» موجب انتقال ثواب اعمال صالح غيبت كننده بهحساب غيبت شونده و نيز انتقال گناهان غيبت شونده به پرونده غيبت كننده مىگردد. پر واضح است كه با وجود چنين گناه عظيمى در زندگى انسان، عبادت و اعمال صالح او چه سرنوشتى پيدا مىكنند و چه نتيجهاى از آنها براى انسان باقى مىماند. به تعبير حضرت على ٧:
«إِيَّاكَ وَالْغيبَةَ فَإِنَّها تُمَقِّتُكَ إِلَى اللَّهِ وَالنَّاسِ وَ تُحْبِطُ أَجْرَكَ»[١]
از غيبت بپرهيز كه تو را نزد خدا و مردم مبغوض و منفور ساخته و پاداش تو را نابود مىكند.
٦- بدگمانى
سوء ظن به خدا و خلق عامل ديگرى است كه تار و پود عبادت را از هم مىگسلد.
شايسته است انسان با دلى صاف و تهى از كينه و گمان بد به عبادت برخيزد، زيرا دل بدگمان و خيالپرداز بر مسير عبادت خدا مستقيم نمىماند و حق عبوديّت خدا را ادا نمىكند. در نتيجه عبادت آدمى فاسد و تباه مىگردد، چنانكه حضرت على ٧ مىفرمايد:
«إِيَّاكَ انْ تُسيىءَ الظَّنَّ، فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِّ يُفْسِدُ الْعِبادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ»[٢]
از بدگمانى بپرهيز! زيرا عبادت را فاسد و گناه را بزرگ مىكند.
٧- عدم ولايت
امام، ولىّ خدا، منصوب از طرف او و موجب اتّصال بنده با مولا و زمين با آسمان است و معرفت امام و پذيرش ولايت او از اساسىترين شروط صحّت و قبول عبادت است. عبادت بدون ولايت به درگاه خدا پذيرفته نمىشود.
[١] - شرح غررالحكم، ج ٢، ص ٢٨٧
[٢] - همان، ص ٣٠٨