واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٧٩
بپردازند كنار بگذارند، بايد به زندگى خانوادگىاى كه داراى يك زوج زن و شوهرِ ازدواج كرده مىباشد و يك نهاد اقتصادى است پايان دهند، بايد پذيراى بچههايى باشند كه تحت قرارداد ازدواج متولد نشدهاند و تنها حاصل زندگى يك زن و مرد هم خانه هستند. بايد تمامى زنها را به كار ترغيب كنند، بايد تساوى جنسيتى را در تمام شئونات زندگى، بىچون و چرا عملى سازند، بايد متوجه كمك هزينههاى دولتى پر بها بوده و مرخصى والدين و برنامههاى مهدكودكها را جدى بگيرند.» نتيجه چنين برنامهاى تولد بچههاى بيشتر است.
بالاخره يك نماينده اروپايى در سال ٢٠٠٤ ميلادى، پيشنهادى تحت عنوان «هماهنگى سياستهاى خانواده در اروپا» ارائه كرد كه بسيار تأثيرگذار شد. او در اين برنامه، با عدم تأكيد بر ازدواج، بر لزوم فرديت بخشيدن جدىتر بر حقوق پافشارى كرد بهطورى كه واحد خانواده از حقوق اقتصادى قانونى و حمايتهاى ديگر دولتى متمايز گردد.
براساس اين مدل راديكال، خانواده به سرعت اهميت خود را به عنوان يك واحد اقتصادى و قانونى از دست مىداد تا از لحاظ اهميت و اولويت، بوسيله برنامههاى متعدد دولتى و كمكهاى مالى دولت تغيير يابد.
از اين رو يارانه جديدى براى تأمين پوشاك، مدرسه، كمك هزينه تغذيه در مدارس و مهدكودكها، آموزشهاى جنسى، تبليغ شيوههاى پيشگيرى از باردارى به صورت رايگان (براى تشويق جوانان به شروع فعاليتهاى جنسى