واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٤٩
انتظار و اميد به نسل بعدى وجود دارد (كه البته ٩٥ درصد ازدواجها اين گونهاند) و اين نوع ازدواجها تضمين سلامت جامعه انسانى مىباشند.
مردم بايد از نقشخاص و تأثير دولتها بر بقاى خانوادههاى طبيعى آگاه باشند. تمامى امپراطورىها و حكومتها يك چيز مشترك دارند و آن انزجارى طبيعى از هر انجمن و نهاد انسانى است كه از طريق اقتدارش بخواهد براى وفادارى به مردم، با دولت رقابت كند. اصول اوليه اين انجمنها بر مبناى مذهب و خانواده، دو جوهره اجتماعى مهم مىباشد كه اولى معنوى و دومى زيست شناختى است. لذا معمولًا مردم به شكل خصوصى با اين نهادها عهد و پيمانى مستحكمتر از وفادارى نسبت به حاكمان و دولتمردان كشورشان دارند.
تمدنها صعود و سپس سقوط مىكنند. اما يكى از دلايل سقوط مدنيّت و فروپاشى تمدنها اين است كه خود را نابينا مىكنند، ابتدا چشمشان را بر روى اخلاقيّات و سپس بر روى عقل مىبندند و تنها، تفوّق مادى را محور قرار مىدهند. اين تمدنها به تدريج هزاران قانون و سياست را در جهت دستيابى به زواياى زندگى خصوصى انسانها تصويب مىكنند، در اين راه تمام تفاوتهاى طبيعى بين ملتها و آداب و رسوم و ارزشهاى آنها را ناديده مىگيرند. همين شيوه درباره ازدواج و پيوند زناشويى انجام شده است. از اين رو، حذف عبارت «يك زن و يك مرد» از قانون ازدواج و برگزيدن عبارت «هر دو نفر» در مراكز ثبت ازدواج دولتى، مسألهاى قابل اغماض نيست.