واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٦٦
اين طعنه وحشتناك مىباشد كه ما براى ايجاد كردن يك شكست اجتماعى، مشابه آنچه دولتهاى جمعگرا انجام دادند، بسيار سرمان شلوغ است اما ما اكنون در اين زمان از يك نوع آزادى فوق فردگرايى صحبت مىكنيم كه تعهدات اجتماعى سنتى را به يك قرارداد شخصى ضعيف و بدون قدرت، كاهش داده است. زبان دموكراسى مدرن، حقوق، آزادى و انتخاب براى توجيه انحلال قراردادهاى جامعه سنتى همه جا استفاده مىشود؛ در حمايت از ادعاها و اميال فردى، گويى كه رفتار انسانى شخصى، بدون نتيجه و پيامد عمومى است. پس عاشقان آزادى، بهطور غير عمد به عنوان معماران شكست اجتماعى به جمعگرايان پيوستهاند. آنها ناخواسته، كارى كه دولت مىخواست، انجام دادند زيرا هنگامى كه ازدواج و تشكيل خانواده تحت نام يك آزادى شخصى، اجتماعى كاهش مىيابد، آسيبشناسى به سرعت بالا مىرود و دولت و عوامل آن بهطور فعالانه تحت عنوان جمعگرايى و غير فعالانه در جوامع آزاد درپذيرفتن مسئوليتهاى شخصى قبلى با سرمايههاى عمومى قدم مىگذارند.
البته در تجارت و بسيارى از موارد ديگر، قرارداد حياتى و اساسى است، اما براى كاهش اهميت مسأله بسيار مهمى مانند پيوند ازدواج براى جامعه، فقط براى ملاحظات قراردادى و صحبت از يك حق جهت فرار از تعهدات خانوادگى و زناشويى بهخاطر «ناتوانى يكى از زوجين در انجام آن» و يا براى اجازه دادن به يكى از زوجها كه هر زمانى ببيند بيمارى واگيردارى در