واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٢٩
اخراج شدند و بسيارى از كارگران مدت زمان طولانىاى از بيكارى را تجربه كردند. ٤٦% از آنان نيز از اكتبر سال ١٩٨٤ ميلادى بيكار ماندند. كارگران اخراج شده كه متوسط درآمد ساليانه آنها حدود ٠٠٠/ ٢٢ دلار در سال ١٩٧٩ بوده داراى درآمد متوسط ٥٠٠/ ١٢ دلار در سال ١٩٩٣ شدند. كارگرى كه درآمد ماهانه ٠٠٠/ ٢٠ دلارى دارد و هر ساعت ٣٥/ ٣ دلار مىگيرد، زندگى موفقى نخواهد داشت مگر آنكه كارفرماى او مبلغ بيشترى به او پرداخت كند.
به علاوه كارگرانى كه مهارت و تخصص كافى ندارند، سياهپوستان و كارگران اسپانيايى فرصتهاى كارى محدودى دارند و نرخ بالاى بيكارى در بين آنها بسيار است. ضمن مطالعات بازار كار شهر نيويورك در سال ١٩٨٣ ميلادى، مشخص شده است كه كاهش در توليد و توسعه بخش خدمات، منجر به كاهش فرصتهاى شغلى كارگران با مهارت كم و تحصيلات محدود شده است.
از بين تمام بزرگسالان آمريكايى، معمولًا مردان اسپانيايى زبان و سياهپوستان ٢٥ تا ٣٤ ساله بدترين عملكرد را در بازار كار دارند، آنها بيكارىهاى طولانى مدت را تجربه كردهاند و به دليل سرخورده شدن و داشتن ميزان بالاى كار نيمهوقت غير داوطلبانه، از نيروى كار كنار گذاشته شدهاند. به علاوه در بين مردان سياهپوست و اسپانيايى زبان، مدت زمان بيكار ماندن مردان، دو برابر دورهبيكارى زنان سياهپوست است. در مورد مردان سياهپوست، زمان بيكار ماندن ٢٧ هفته، زنان سياهپوست ١٢ هفته،