واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٦٧
حال آمدن است، عهدهاى زناشويى را رها كند. همه اينها يك مسأله بسيار احمقانه و ناراحت كننده است كه همه ازدواجها به نمايش مىگذارند، به خصوص ازدواج افراد سالخورده و ناتوان، با اتهام عدم كارآيى، درمانده و ناتوان مىشوند.
متأسفانه ما زير قراردادها، غرق شدهايم. براى يك معاملهاى مانند ازدواج مدرن و قابل انحلال بوسيله هر دو طرف، هيچ قراردادى وجود ندارد. يك قرارداد صحيح به اين معنا است كه هر دو طرف بايد براى ايجاد و يا بر هم زدن آن يا براى پرداخت غرامت سنگين موافق باشند. اما معاهدات مدرن، تنها هنر فروشندگى پيش از ازدواج و بسيار غيرقابل اجرا هستند. افسوس، ازدواج يك محافظت ناقص و ناكافى براى شريك محترم حمايت كننده معاهدات و براى فرزندانى كه به طور فزايندهاى در معرض هوسهاى خانه ويران كن يكى از زوجهاى ناراضى مىباشند، شده است. بنابراين هر دوى اينها بايد توسط جامعه و قوانينى كه حامى دو طرف در ازدواج هستند، براى ايجاد يك استاندارد بالاتر، وسيعتر و عميقتر كه نشان دهنده قصد و هدف طرفين باشد، حمايت شوند. اين استانداردى است كه ما تنها مىتوانيم با اجتماعى كردن دوباره ازدواج، يعنى با برگرداندن آن به يك قرارداد سه جانبه، نه بين زوجها و دولتها در رژيمهاى طرفدار جمعگرايى (اصول اشتراكى)، بلكه بين زوجها و يك جامعه مطلوب آن را بهبود ببخشيم.