واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٢٠
اصلى بچههايشان هستند. در حالى كه بسيارى از مردان از مسئوليت خود در قبال فرزندان سرباز زدهاند اما اكثر زنان چنين كارى نكردهاند.
روشن است كه توضيح اين رابطه خاص زنان با فرزندانشان، طبيعت ويژه نقش مادرى است؛ پيوندى كه در رحم آغاز مىشود و سپس در طول هفتههاى اول و ماههاى اول زندگى يك نوزاد و پس از آن، اين رابطهنزديك ادامه مىيابد. اما توضيح ديگر بر اينكه مردان چطور مىتوانند از مسئوليتهاى پدرى اجتناب كنند، ممكن است به طبيعت نقش پدرانه در جامعهما بازگردد. آيا نقش پدرى به گونهايست كه سبب فقدان رابطهاى واقعى و نزديك با فرزندان مىشود؟ آيا تنها انتظارى كه از پدران مىرود آن است كه پولى به خانه بياورند و گاهى يك دست فوتبال با بچهها بازى كنند؟ و آيا چنين رابطهاى آن استحكام لازم را در پيوند ميان مردان و فرزندانشان پديد مىآورد؟
در طبقات متفاوت اجتماعى، شيوه ارتباط مردان با خانواده هايشان نيز متفاوت است. الگويى كه در صفحات روزنامههاى مهم زنان چاپ مىشود ( [مثلًا] مردانى كه سعى مىكنند پس از تولد فرزند، مرخصى مخصوص پدران درخواست كنند و يا مىتوانند با نهايت احساس، اولين سال زندگى دختر خود را توصيف كنند) مربوط به آن عده نسبتاً كم مردانِ اغلب تحصيلكردهقشر بالاى جامعه است.
در حالى كه يك رفتار ممكن است در بخشى از طبقه بالاى جامعه مورد تشويق و تأييد قرار گيرد، در بيشتر قسمتهاى ديگر كشور اينگونه نيست.