واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٥٦
شخصيت افراد با شكستن پنجرههاى بيشتر است تا قبل از مرگ و تا جايى كه امكان دارد.
برعكس، مثال پياز مىگويد كه چون همه چيز، قالبى از ارزشهاى نسبى است، پس حقيقت نهايى بايد داخلى باشد. بنابراين اگر ما فقط لايههايى از اعتبار دروغين وضع شده توسط جامعه، مذهب، خانواده و ... را پوست كنيم، در آنجا خود واقعيمان را درخشان و زيبا خواهيم يافت. اين تصوير از خود، همانطور كه بوسيله كذب جهان اخلاقى و مادى، دربند شده به طور عميقى در غرب توسعه مىيابد. همچنين عميقاً ضد استبداد بوده و براى موفقيت سازمان دموكراتيك، ضرورى و مهم است. نمونه نوعى آن، صداى مدرنى است كه مدتها پيش از مقاله والت ويتمن[١]، با عنوان «چشماندازهاى دموكراتيك» و از شعر او در سال ١٨٥٥، به گوش رسيد. يكى از اشعار او به نام «آواز خودم»[٢]، اين گونه آغاز مىشود: «من خودم را جشن مىگيرم و خودم را مىخوانم و آنچه من مىپندارم، تو بايد بپندارى. هر ذرهاى كه متعلق به من است به خوبى متعلق به توست.»
از نظر والت، «دموكراسى» در قلمرو اخلاقى، حاكم است هيچ قانون بالاترى وجود ندارد. درست مانند تئورى دموكراتيك كه در آن، مجموعه خودها حاكم است، براساس اين شعار قديمى درباره آراى مردم كه «صداى مردم، صداى خداست.» در دوران مدرن، ما همه جا با ادعاى مصرانه و
[١] -Walt Whitman .
[٢] -Song of Myself .