واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٥٨
منافع شخصى در برابر گروه دارند (يك مثال، آن شمار بينالمللى انجمن جهانى خدمت به بشر است: «خدمت بالاتر از خود»)، آنها نياز به فرمانبردارى از قدرت و قوانين گروه دارند، همچنين آنها نياز به بعضى فرآيندها يا تشريفات تعهد دارند چه تعهد رسمى، قرارداد و يا يك تعهد دينى. در نهايت هنگامى كه همه اينها انجام مىشود، آنها برترىها و موقعيتهاى خاص را براى اعضاى مورد قبول، نگاه مىدارند آنچه بايد براى همه بيگانهها رد شود.
اين بدان معناست كه هنگامى كه دموكراسىها از شكل ارگانيك به شكل راديكال نهايى حركت مىكنند، يك جنگ داخلى عليه استانداردهاى اخلاقى به سبب الزامات دموكراسى براى از بين بردن همه برترىها بوجود مىآيد؛ برترىهايى كه خانواده طبيعى از نظر تاريخى، درخشانترين و ماندگارترين نمونه آن است. جالب اين است كه روبرو شدن با اين دو ايدهآل مخالف يكديگر كه عميقاً مردم به آنها معتقد هستند، اقدام زيركانه دولت در جهت از بين بردن موقعيت برترى يافته و آزار دهنده خانواده بوده است نه منافع آن. اين منافع به سادگى به همه مدعيان بهطور يكسان و زياد داده مىشود.
چنين بنيادگرايى دموكراتيك، عمدتاً از طريق پنج حركت راديكال، عمل مىكند كه هركدام از آنها براى ويرانى نظم يا ديگر مسائل كليدى مربوط به بقاى خانواده طبيعى، هدفگذارى مىشوند. اين حركتها بسيار شناخته شده