واى، واى اروپا، آمريكا!! - سيدل، روث؛ گاردنر، ويليام - الصفحة ٤٧
من نمىپذيرم. قبول دارم كه برخى از افراد ممكن است چنين زندگىهايى را ترجيح دهند اما هيچ منطقى نمىپذيرد كه انتخابهاى برخى از افراد به مصلحت همه جامعه باشد. به نظر من همجنسگرايى غيرطبيعى، نوعى اختلال روانى، يك عمل شنيع و رفتارى نگران كننده است.
من خيلى سعى كردم توجيهى دفاعى براى رفتارهاى همجنسگرايانه و يا ازدواج با همجنس بيابم كه از منفعت جمعى آن صحبت كند. اما حتى يك دفاع هم نيافتم، هيچ توجيه منطقى و بيولوژيكى، اجتماعى و بهداشتى درباره رفتارهاى همجنس گرايانه و ازدواج با همجنس وجود ندارد و از لحاظ بيولوژيكى اين روش به وضوح هلاكتبار است.
شايد مهمترين معضل، مشكل بهداشتى قضيه باشد. بهطورى كه ابتلاى به ايدز در افراد همجنسباز بيشتر است. (اوتاوا تأكيد مىكند كه بيش از ٨٠ درصد مرگهاى ناشى از بيمارى ايدز در كانادا از دهه ١٩٧٠ مربوط به مردان همجنس باز بوده است.)
از لحاظ فرهنگى چطور؟ همجنس بازى در طول تاريخ از سوى تمامى تمدنها، به جز چند دوره بسيار نادر (كه يكى از آنها دوران زندگى ما مىباشد) مردود اعلام شده است.
تمام انبياى بشر از يك مادر و يك پدر متولد شدهاند و قانون و حكومتها همواره از رابطه ازدواج و رابطه بين مادر و پدر و بچه حمايت كردهاند زيرا اين روش تنها طريق طبيعى بقاى نسل و بسط تمدن است.
تا امروز ازدواج بر پايه چهار ركن اصلى بوده است: ازدواج با يك فرد،